محمد ابراهيمى وركيانى
34
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
مسيحيان اعزام دارد . او نيز سپاهى را به فرماندهى ابرهه اعزام و يهوديان يمن را سركوب نمود و خود نيز بر يمن حاكم شد و به نشر مسيحيت در منطقه پرداخت . البته آنها سرانجام براى دفع مزاحمت كعبه و علاقهمندان به آن ، درصدد تخريب بيتالله الحرام برآمدند . اما بتپرستان عرب معمولًا با ديگر ملل درگيرى عقيدتى نداشتهاند ؛ چراكه نهتنها نمىخواستند عقيدهء خود را در ميان ديگر ملل نشر دهند ، بلكه همانند بسيارى از توتمپرستان ، مخالف كرنش بيگانگان در برابر معبود خيالى خود بودهاند . بهعبارتى نوعى انحصارطلبى در معبود خيالى خود داشتند ؛ درحالىكه كشورهاى مجاور جزيرةالعرب - اعم از ايران ، روم و حبشه - براى خود رسالت ترويج عقيده قايل بودند و حاضر به پذيرش آنان بهعنوان ملتى داراى عقيدهء مخالف نبودهاند و يا دستكم آنان را داراى حقوق برابر با خود نمىدانستهاند . اين ويژگى مردم عرب هرچند براى خودشان مزيتى نبود ، بىشك براى اسلام ( يا ديگر اديان ) فرصتى مطلوب بشمار مىآمد تا بدين طريق در برابر قدرتهاى بزرگ جهان قد عَلم كند و تهديد آنها را پاسخ گويد . طبعاً اگر اسلام در قلمرو ساسانيان و يا روميان مطرح مىشد ، سرنوشتى مشابه حضرت مسيح و ديگر پيامبران الهى مىداشت و بهسرعت سركوب مىگرديد . دو . پايبندى به عهد و پيمان از ديگر ويژگىهاى جامعه عرب پيش از اسلام پايبندى آنان به عهد و پيمان و حسن جوار و احترام به پناهندگان بوده است . ملت عرب برعكس پارهاى از ملل كه حاضر به انعقاد پيمان با ديگر ملل نبوده ( يهوديان ) و يا پايبندى به پيمان در برابر گمراهان عقيدتى را گناهى بزرگتر از نقض پيمان مىدانستهاند ( مسيحيت ) ، بدون كمترين تبعيضى با هر ملتى حاضر به انعقاد پيمان بوده و پس از انعقاد پيمان نيز حاضر به نقض آن نبودهاند . از اين جهت در تاريخ به كمتر موردى برمىخوريم كه مردم عرب قبل از اسلام با مردمى نقض پيمان كرده باشند . در فضيلت سخاوت و مهماننوازى همين بس كه حاتم طائى از مردم عرب و رئيس قبيلهء بنىطى ، معاصر پيامبر اسلام بوده و فرزندش عدى بن حاتم نيز از ياران پيامبر ( ص ) بشمار آمده است . البته ما مدعى انحصارى بودن اين فضائل در جامعه عرب نيستيم بلكه بر وجود اين فضائل در جامعه عرب تأكيد داريم .