محمد ابراهيمى وركيانى

35

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

مردم عرب در ميدان كارزار نيز تنها با جنگجويان مىجنگيدند و از درگيرى با كودكان و به‌ويژه زنان اعراض داشته ، از بىاحترامى به اجساد دشمن نيز اجتناب مىكردند . از اينجاست كه ملاحظه مىكنيم مردم مكه تنها در جنگ احد نسبت به بدن شهيدان اسلام مرتكب مثله شدند و در اين مورد نيز ابوسفيان اعلام داشت كه اين كار به دستور فرماندهان نبوده ، بلكه عملى خودسرانه و براثر عقده‌هاى شخصى بوده است ؛ گو اينكه از روى تعصب نيز اظهار داشت كه از آنچه رخ داده ، متأسف هم نيست . على ( ع ) مىفرمايد : با دشمنان مجنگيد تا آنها آغازگر جنگ باشند و اگر به خواست خدا در جنگ پيروز شديد ، فراريان را نكشيد و به مردم بىدفاع آسيب نرسانيد ؛ و مجروحان را به قتل نرسانيد زنان را با آزار دادن تحريك نكنيد و متعرض آنان نشويد ، هرچند به فرماندهان شما دشنام داده و به ناموس شما اهانت نمايند ؛ چه‌اينكه ما در مورد زنان مشرك نيز مأمور بوديم كه با آنان درگير نشويم و در جاهليت نيز اگر مردى حتى با چوب و سنگ نيز متعرض زنى مىشد ، او و فرزندانش همواره به خاطر اين عمل سرزنش مىشدند ؛ [ زيرا اين عمل را ننگ مىدانستند ] . « 1 » سه . آزادگى و فرار از بردگى ساكنان جزيرةالعرب در حالى كه مانند بسيارى از ديگر ملل از بردگان استفاده گسترده مىكردند ، خود حاضر به برده شدن نبودند . اينان محروميت مادى را بر اسارت و بردگى ترجيح مىدادند . ازاين‌رو در تاريخ نه‌تنها از بردگى اعراب نشانى وجود ندارد ، بلكه حتى در منابع كهن تاريخ نيز شواهدى هست كه از نفرت شديد مردم عرب از بردگى حكايت دارد . ديودور مىنويسد : هنگامى كه « ديمتريوس » به سرزمين « پترا » رسيد ، عرب‌هاى بيابان پترا به او گفتند : اى پادشاه مقتدر ! چرا به جنگ ما آمده‌اى ؟ ما در ريگزارى زندگى مىكنيم كه هيچ‌گونه وسايل زندگى براى ما فراهم نمىشود . دليل اينكه ما به

--> ( 1 ) . سيد رضى ، نهج‌البلاغه ، نامه 14 .