محمد ابراهيمى وركيانى
33
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
كه بر دانش و گسترهء معانى در ذهن گويندگانِ آن زبان افزوده گردد ، واژهها و قواعد در آن زبان تكامل مىيابد . بنابراين گسترش واژهها معمولًا حاكى از بسط معانى در ذهن متكلمانِ به آن زبان است . جالب اينكه مردم عرب با مردم بسيارى مانند عبريان و سريانيان ، داراى حروفى مشترك بودند ، ولى تنها مردم عرب توانستهاند شش حرف را بر آن افزوده « 1 » و از اين طريق زمينه گسترش نسبى زبان عربى را فراهم آورند . بنابراين رشد ادبيات عرب و پيشى گرفتن آن بر همه زبانها و ادبياتِ همريشه با زبان عربى ، خود حاكى از پيشرو بودن مردم عرب نسبت به اقوام ديگر در اين منطقه است . فضايل جامعه عرب قبل از اسلام يك . بردبارى عقيدتى در جزيرةالعرب يكى از امتيازاتى كه در جامعه عرب قبل از اسلام وجود داشته و همهء كشورهاى مجاور اين منطقه از آن بىبهره بودهاند ، بردبارى عقيدتى است ؛ بدينمعنا كه جامعه عرب قبل از اسلام ازآنرو كه بيشترشان مشرك و بتپرست بودهاند ، طبيعى است كه همچون ديگر بتپرستان جهان به ترويج عقيده خود نپرداخته و با ملل ديگر در تقابل نبودهاند مگر زمانى كه منافعشان به خطر مىافتاد . از همين رو ، پيروان اديان مختلف - اعم از يهودى ، مسيحى و زردشتى - در اين منطقه بىهيچ مزاحمتى مىزيسته و با بتپرستان روابط مسالمتآميزى داشتهاند ؛ چنانكه در تاريخ عرب نيز از جنگ مذهبى و عقيدتى گزارشى نيامده و اگر هم ستيزى وجود داشته ، مربوط به پيروان اديان الهى با يكديگر بوده است . توضيح اينكه ، يهوديت و مسيحيت در جزيرةالعرب درگيرىهايى داشتهاند كه در قرآنكريم نيز بدان اشاره شده است . براى مثال ، آياتى از سورهء بروج « 2 » به اعتقاد بسيارى از مفسران ناظر به درگيرى يهوديان يمن ( بهرهبرى ذونواس ) با مسيحيان نجرانى است . در اين رودررويى ، بسيارى از مسيحيان نابود و در گودالهاى آتش سوزانده شدند ، تا اينكه قيصر روم از نجاشى ، پادشاه حبشه خواست تا نيرويى براى نجات
--> ( 1 ) . اين حروف عبارت است از : « ث » ، « خ » ، « ذ » ، « ض » ، « ظ » و « غ » . ( 2 ) . بنگريد به : بروج ( 85 ) : 12 - 4 .