محمد ابراهيمى وركيانى
303
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
از جمله بزرگان بصره كه همراه عبيدالله به كوفه آمد و از نظر عقيده هوادار اهلبيت ( عليهم السلام ) بود شريك بن اعور است كه در منزل هانى بن عروه منزل گرفت . او چون بيمار بود پس از چند روز عبيدالله براى عيادت وى به منزل هانى آمد . در اين حال مسلم بن عقيل نيز كه پس از دستگيرى مختار به منزل هانى منتقل شده بود و در آنجا حضور داشت . شريك بن اعور از مسلم خواست كه هنگام عيادت عبيدالله از وى ، او را بكشد ؛ ولى مسلم چنين نكرد و علت آن را دو چيز ذكر كرد : عدم ناخرسندى هانى و به ياد آوردن حديثى از پيامبر ( ص ) كه فرموده بود : « ايمان مرد او را از كشتن غافلگيرانه ، باز مىدارد » . ابنزياد پس از چند روز هانى را طلبيد و به او اعتراض كرد كه چرا بر ضد خليفه مسلمين ( يزيد ) توطئه نموده ، مسلم را در خانه خود جاى داده است ؟ هانى در آغاز منكر شد ، ولى چون با جاسوس عبيدالله روبهرو شد اظهار داشت كه من او را نطلبيدهام ، بلكه او به خانه من آمد و اگر اجازه دهى مىروم و او را آزاد مىگذارم كه بههركجا خواهد برود . درهرحال پناهنده خود را به هيچ قيمت تحويل نخواهم داد . ابنزياد گفت : راهى جز تحويل دادن او وجود ندارد . هانى امتناع كرد و ابنزياد او را به سختى مجروح ساخت و در زندان انداخت . هنگامىكه هواداران هانى از قبيله مذحج خبر يافتند كه هانى كشته شده است ، به قصر عبيدالله هجوم آوردند و عبيدالله ، شريح قاضى را دستور داد كه در حضور آنان شهادت دهد كه هانى زنده و سلامت است . شريح به آنان خبر داد كه هانى را هماكنون زنده و در سلامت ديده است . مذحجيان با شنيدن سخنان شريح آرام گشته و متفرق شدند . مسلم بن عقيل ( ع ) كه وضع را چنين ديد فرمان داد كه بيعتكنندگان با وى اجتماع نمايند . مردم كوفه جمع شدند و همراه مسلم قصر ابنزياد را محاصره نمودند . ابنزياد كه نيروى مقابله نداشت بزرگان كوفه را تهديد و تطميع كرد و از آنان خواست با مردم هوادار مسلم سخنگفته ، آنان را متفرق سازند . بزرگان كوفه نيز چنين كردند و به مردم اظهار داشتند كه اينك لشكرى از شام بهكوفه روانه شده كه شما را توانايى برابرى با آنان نيست . مردم نيز بهتدريج متفرق شدند و سرانجام مسلم را تنها گذاشتند و او - كه دركوفه پناهگاهى نداشت - به خانه زنى بهنام طوعه وارد شد . با گزارش پسر آن زن ، حكومتيان از مخفيگاه