محمد ابراهيمى وركيانى
301
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
روز ديگر وى به مسجد آمد و هنگامى كه مردم جمع شدند ، در حضور امام حسين ( ع ) ، عبدالله بن زبير ، عبدالرحمن بن ابىبكر و عبدالله بن عمر با صراحت تمام موافقت اين چهار تن را با خلافت يزيد اعلام داشت و شاميانِ حاضر با هماهنگى قبلى غوغا برآوردند كه اين چهار تن اگر مخالف هم باشند بهايى ندارند . اگر اجازه دهى آنها را گردن مىزنيم . معاويه آنها را به سكوت دعوت كرد و امام حسين ( ع ) و ديگر مخالفان به دلايلى ابراز مخالفت نكردند و بعد از جلسه ، امام حسين ( ع ) در پاسخ به پرسش افرادى كه دراينباره متعجب بودند ، فرمود : قسم به خدا كه ما نه در پنهان و نه در آشكار با يزيد بيعت نكردهايم . مردم كه تا حدى به دروغ بودن ادعاى معاويه آگاه بودند از خدعه او درشگفت بودند . معاويه در موقع بازگشت از مكه در بين راه مكه ، در محل ابوا به بيمارى كژدهانى « 1 » دچار شد و بههمان بيمارى درگذشت . « 2 » علل و مقدمات خروج امام حسين ( ع ) بلاذرى مىنويسد : پس از شهادت امام حسن ( ع ) ، شيعيان در خانه جعدة بن هبيره مخزومى ( خواهرزاده على ( ع ) ) جمع شدند و در نامهاى ، وفادارى خود به امام حسين ( ع ) وبيزارى از معاويه را اعلام داشتند و از امام ( ع ) دراينباره نظر خواستند . امامحسين ( ع ) در پاسخ آنان نوشت : اميدوارم كه موضع و عقيده برادرم - كه رحمت خدا بر او باد - در لزوم صلح و موضع عقيده من در مورد جهاد با ستمكاران ، هر دو كارى صواب بوده باشد ، ولى تا هنگامى كه پسر هند ، زنده است آرام بگيريد و نظر خويش را از نامردمان پوشيده داريد . پس از مرگ معاويه اگر زنده بودم نظر خود را اعلام خواهم داشت . « 3 » اصرار يزيد بر بيعت مخالفان پس از مرگ معاويه و به قدرت رسيدن يزيد ، اولين اقدام او اين بود كه در نامهاى به والى
--> ( 1 ) . لقوه يا كژدهانى ، فلج و رعشه نيمى از صورت را گويند . ( 2 ) . ابناعثم ، الفتوح ، ص 807 ؛ ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 236 . ( 3 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 361 ؛ نيز بنگريد به : ابناعثم ، الفتوح ، ص 805 .