محمد ابراهيمى وركيانى
268
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
سرنگون شود و قلمرو جهان اسلام به وحدت پيشين بازگردد و جبههء اسلامى به فرماندهى فردى مقتدر به فتوحات دوران خلفا و دريافت غنائم جنگى ادامه دهد . در اين دوران بود كه عبدالله بن عباس از بصره ، طى نامهء مفصلى علاقهمندى مسلمانان و نظر شخصى خود را نسبت به جنگ امام حسن ( ع ) با معاويه اعلام داشت . به روايت ابىمخنف ، عبدالله بن عباس نيز از بصره در نامهاى كه به معاويه نوشت ، و در ملامت وى افزود : « شگفت است كه به خاطر اينكه خويشاوندانت را مرگ فرارسيده شماتت نمودهاى و به خاطر روزگار سختى كه آنها را فراگرفته شادى كردهاى ! » « 1 » معاويه در پاسخ وى چنين نوشت : « حسن بن على ( ع ) نيز نامهاى همانند نامه تو به من نوشته است و چيزهايى مطرح ساخته كه جز معلول بدگمانى نيست » . « 2 » نامه امام ( ع ) به معاويه و دعوت به بيعت بسم الله الرحمن الرحيم از بنده خدا ، حسن فرمانرواى مؤمنان ، به معاوية بن ابىسفيان . . . . من خداوندى را كه جز او فردى سزاوار پرستش نيست سپاس مىگويم . خداى بلندمرتبه ، محمد ( ص ) را كه مايه رحمت بر عالميان بود مبعوث كرد و بهوجود او بر مؤمنان منت گذاشت و . . . او به همه عرب عزت بخشيد و بهويژه قريش را شرافت و سيادت داد . . . . هنگامىكه پيامبر ( ص ) دنيا را وداع گفت عرب در تصاحب قدرت او با قريش به نزاع برخاست . قريش به آنان گفت : ما كه فاميل پيامبر و خانواده او و وارث اوييم به اين كار سزاوارتريم و شما را نشايد كه در جانشينى او با ما نزاع نماييد . عرب نيز كه گفتار قريش را صحيح و منطقى دانست و استدلال آنها را در برابر رقيبانشان قوى تشخيص داد از ادعاى خويش صرفنظر كرد و سرورى قريش را بر خويش پذيرفت . عجيب اينكه موقعى كه ما با همان استدلال در برابر قريش استدلال نموديم ، آنان با ما آنگونه كه عرب نسبت به آنها انصاف داد ، انصاف
--> ( 1 ) . ابوالفرج اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 34 . ( 2 ) . همان .