محمد ابراهيمى وركيانى

266

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

ابوالفرج اصفهانى مىنويسد : حسن بن على ( ع ) روز شهادت اميرالمؤمنين ( ع ) در خطبه خويش در مسجد كوفه چنين فرمود : در اين شب مردى از دنيا رفت كه در عمل به خوبىها از پيشينيان كسى بر او پيشى نگرفته و آيندگان به او نخواهند رسيد . او كسى است كه پيوسته همراه پيامبر ( ص ) جهاد كرد و با جان خويش از او دفاع نمود . هنگامى كه پيامبر ( ص ) او را با پرچم خويش به جهاد مىفرستاد ، جبرئيل و ميكائيل از چپ و راست حافظ و حامى او بودند و هيچ‌گاه بدون پيروزى بازنمىگشت . اين شب همان شبى است كه عيسى ( ع ) به آسمان عروج داده شد و يوشع بن نون وصى موسى در آن وفات يافت . على ( ع ) از خود درهم و دينارى باقى نگذاشت و موجودى او به هنگام شهادت تنها هفتصد درهم بود كه از سهم ساليانه او باقى مانده بود و اراده داشت كه با آن براى خانواده‌اش خدمت‌گزارى بگيرد . آنگاه غصه گلويش را گرفت و به سختى گريه كرد و مردم نيز با او گريستند . پس آنگاه فرمود : هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كس مرا نمىشناسد بداند كه من حسن ، پسر محمد مصطفى ( ص ) هستم . من پسر بشير ، فرزند نذير و پسر كسى هستم كه مردم را به‌سوى خدا فراخواند . من پسر آن چراغ درخشان و از آن جمع و خانواده‌اى هستم كه خداوند همه آلودگىها را از آنان دور ساخته و آنها را پاكيزه قرار داده است . و از همان خانواده‌ام كه خداوند در كتاب خود دوستى آنان را بر مسلمانان واجب ساخته است ؛ آنجا كه مىگويد : « و من يقترف حسنة نزد له فيها حسناً » . بنابراين اكتساب حسنه ، دوستى ما اهل‌بيت مىباشد . سپس عبدالله بن عباس به‌پاخاست و مردم را به بيعت با امام حسن ( ع ) فراخواند و مردم با اشتياق تمام بيعت با او را پذيرفتند و اظهار داشتند كه او نزد ما عزيزترين و سزاوارترين فرد به خلافت است و با او بيعت كردند . « 1 » امام مجتبى ( ع ) و معاويه بن ابىسفيان در فصل سابق گزارش كرديم كه على ( ع ) پس از جنگ صفين و جريان حكميت و نتايج

--> ( 1 ) . نيز بنگريد به : مفيد ، الارشاد ، ج 2 ، ص 5 ؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 279 .