محمد ابراهيمى وركيانى
257
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
قيام خريت بن راشد در همين زمان ، خريت بن راشد از بنىناجيه با گروهى از ياران خويش خروج كردند و در شهر كوفه شمشير كشيدند و گروهى را كشتند و از شهر خارج شدند و به هر شهر كه مىرسيدند بيتالمال را غارت مىكردند و فرماندار عمان را كشتند و على ( ع ) معقل بن قيس رياحى را بهسركوب آنان فرستاد . معقل با آنان نبرد كرد و خريت را كشت و گروهى را به اسارتگرفت . « 1 » مصقلة بن هبيره فرماندار « اردشير خرّه » آنان را خريد و آزاد ساخت و زمانىكه احساس كرد پرداخت قيمت آنان بر او دشوار است ، به شام نزد معاويه گريخت . « 2 » على ( ع ) درباره او فرمود : « خدا مصقله را خير ندهد ! كارى كرد چون كار آزادگان و گريختنى چون بندگان . . . » . « 3 » شهادت على بن ابىطالب ( ع ) على ( ع ) در خطبه يا نامهء جهاد ، آشفتگى و سهلانگارى مردم عراق را پس از جنگ صفين به بهترين شكل ترسيم كرده است . ايشان در اين زمينه مىفرمايد : من شبان و روزان و آشكار و نهان ، شما را به جنگ اين مردم فراخواندم و گفتم با آنان بستيزيد ، قبل از اينكه با شما بستيزند . قسم به خدا كه با هيچ قومى در آستانه خانهشان نجنگيدند جز اينكه لباس خوارى برآنان پوشيدند . اما هيچيك از شما خود را براى جنگ آماده نساخت تا از هرسو ، بر شما تاختند و شهرها را از دست شما خارج ساختند . هماكنون اين مرد غامدى « 4 » وارد شهر انبار گرديده و حسان بن حسان بكرى را كشته و مرزبانان را رانده است . به من خبر رسيده كه مهاجمان به زنان مسلمان و اهل ذمه حملهور شده و خلخال و گوشواره و گردنبند از دست و پا و گردن و گوش زنان بِدَر كرده و آن بيچارگان جز گريه
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . نويرى ، نهاية الارب ، ج 5 ، ص 225 . ( 3 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، خطبه 44 . ( 4 ) . منظور امام ( ع ) ، سفيان بن عوف غامدى است .