محمد ابراهيمى وركيانى

250

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

حقوقى در پى نداشت ، بايد پس از خيانت داوران ، بر اطاعت از امام خويش ، پاى مىفشردند و براى سركوب ياغيان با او همكارى مىكردند ؛ ولى با تأسف قبل از اينكه حكميت به نتيجه برسد ، خوارج از آن حضرت خواستند كه پيمان خود را با معاويه ناديده انگارد و از خطايى كه در پذيرش حكميت پيش آمده ، توبه كند ! آنان نيز نسبت به اينكه قبول آن را بر على ( ع ) تحميل كرده بودند توبه كنند . آنگاه به‌اتفاق با معاويه وارد جنگ شوند . على ( ع ) به آنان فرمود : اولًا ، اين شما بوديد كه پذيرش حكميت را بر من تحميل كرديد . بنابراين من مرتكب گناهى نشده‌ام . ثانياً ، پذيرش حكميت گناه نبوده است . زيرا داورى براساس قرآن جرم نيست ، بلكه يك وظيفه است و برفرض كه داوران در رأى خود خيانت نموده ، بر خلاف قرآن حكم دهند ، على ( ع ) و يارانش مقصر نخواهند بود . مهم‌تر اينكه وقتى پيمان امضا شد ، ديگر قابل نقض نخواهد بود ، جز اينكه زمان آن سپرى شود و يا يكى از طرفين پيمان آن را به‌ناحق زيرپا گذارد . ازاين‌رو ، فرمود : « ما موظفيم بر طبق پيمان خويش منتظر نتيجه بمانيم و در اين فاصله نيز ، بسيارى از مسايل براى افكار عمومى روشن‌تر خواهد شد . آنگاه مىتوانيم با استدلال و ديدگاه روشن‌ترى با اشرار مبارزه كنيم » . على ( ع ) با مردم عراق فراوان سخن گفت و اعتراضات آنان را پاسخ داد ، ولى آنان كه خود را شكست خورده مىپنداشتند به اعتراضات خويش ادامه دادند ؛ تا آنجا كه براساس تفكر خوارج ، مكتبى جديد در اسلام به وجود آمد . اين گروه منحرف ، علاوه بر جنگ‌هاى خون‌بارى كه در دوران على ( ع ) و در دوران امويان و عباسيان بر مسلمانان تحميل نمودند ، آراى فقهى و حقوقىاى مطرح ساختند كه طى قرون متمادى موجب آشفتگى فكرى عظيمى در جامعه اسلامى گرديد . البته جنگ على ( ع ) با خوارج حجتى بود كه خلفاى اموى و عباسى را در سركوب آنان مجاز مىساخت . ازاين‌رو كشتار بىرحمانه امويان و عباسيان از خوارج سرانجام اين مكتب و صاحبان آن را به فراموشى سپرد و جز اقليتى ناچيز كه حالت تعديل شده‌اى از خوارج اوليه دارند باقى نمانده‌اند . به‌هرحال اين گروه طى سه قرن امنيت جامعه اسلامى را سلب كرده ، كشته‌هاى فراوانى از خود و نيز از مسلمانان برجاى گذاشتند . اينها براى اولين‌بار در تفكر اسلامى فرضيه « جامعه بدون حكومت » را پذيرفته ، مدعى