محمد ابراهيمى وركيانى
251
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
شدند كه حاكميت مخصوص خداست و مردم همگى وظيفه دارند قوانين الهى را پاس دارند و با اجراى امربهمعروف و نهىازمنكر به صورت مطلق از جانب همه مسلمانان ، نيازى به حكومت نخواهند داشت ! ازاينرو ، هم با معاويه مخالفت داشتند و هم با على ( ع ) ؛ با اين تفاوت كه معاويه را فاسق و طغيانگر مىدانستند ، ولى على ( ع ) را به خاطر پذيرش حكميت و عدم توبه از اين گناه تكفير نموده ، جنگ با او و همفكرانش را نيز جايز مىدانستند ! خوارج در اصل از ياران على ( ع ) بودند و بيشتر آنان از مردم عراق و در قلمرو حكومت على ( ع ) مىزيستند . ازاينرو معاويه از ناحيه ايشان احساس خطرى نمىكرد ؛ درحالىكه حضور ايشان در قلمرو حكومتى امام على ( ع ) مشكلات فراوانى بهدنبال داشت . و مهمتر اينكه هواداران خوارج همگى در قلمرو حكومتى امام على ( ع ) حضور داشتند و هواداران معاويه با اين نظر هماهنگى نداشتند . امام ( ع ) خوارج را تا زمانى كه دست به قيام مسلحانه نزدند تحمل كرد و حقوق آنان از بيتالمال قطع نكرد و آزادى عقيدتى آنان را محترم داشت ، ولى زمانى كه به كشتار و غارت و سلب امنيت عمومى پرداختند ، چارهاى جز جنگ با آنان نداشت . اميرمؤمنان على ( ع ) از اين پس با دو مشكل روبهرو بود : 1 . مشكل داخلى ، كه عامل اصلى آن همين كوتهفكران خوارج بودند . 2 . مشكل خارجى ( شرارتهاى معاويه و هوادارانش ) . وظيفه دولت اسلامى بود كه براى اجراى احكام اسلامى و قرآن موانع را از سر راه بردارد و با هر دو گروه در صورت لزوم پيكار نمايد . ازاينرو ، در پايان حكميت و سرنوشت نكبتبار آن ، كه على ( ع ) در صدد جنگ مجدد با معاويه برآمد ، خوارج شورش كردند و سپاهيان على ( ع ) با وجود خوارج ، امنيت لازم را براى شركت در جبهه و رهاكردن خانواده خود نداشتند . چه اينكه با خروج ياران على ( ع ) از كوفه ، خطر حمله خوارج به قلمرو آن حضرت مطرح بود . بههمين علت آن حضرت مجبور شد پيش از روبهرو شدن با معاويه ، فتنه خوارج را خاموش سازد . جنگ نهروان اين جنگ ، كه بين خوارج و ياران اميرمؤمنان على ( ع ) رخ داد ، در حقيقت جنگى داخلى بشمار