محمد ابراهيمى وركيانى
25
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
على ( ع ) در خطبهء قاصعه از فرزندان اسماعيل و اسحاق ياد كرده ، آنها را قدرتى جهانى مىداند كه براثر اختلاف و تفرقه ، مقهور دشمن گرديده و پس از دوران عزت به ذلت و زبونى دچار شدهاند : پس بنگريد چسان مىنمودند ؛ آنگاه كه گروهها فراهم بودند و همگان راه يك آرزو مىپيمودند و دلها راست بود و دستها يكديگر را مددكار ، شمشيرها به يارى هم آخته و ديدهها به يكسو دوخته و ارادهها درپى يك چيز تافته . آيا مهترانِ سراسر زمين نبودند و بر جهانيان پادشاهى نمىنمودند ؟ پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد ، آنگاه كه ميانشان جدايى افتاد . . . . پس ، از حال فرزندان اسماعيل و اسحاق و اسرائيل - كه درود بر آنها باد - پند بگيريد . . . در كار آنان بينديشيد ؛ روزگارى كه پراكنده بودند و از هم جدا و كسراها و قيصرها بر آنان پادشاه . آنها را از مرغزارهاى پرنعمت و درياى عراق و سرزمينهاى سبز آفاق مىربودند و به سرزمينهايى كه رستنى آن « درمنه » بود ، روانه مىنمودند . آنجاكه بادها از هر سو وزان بود ، گرفتار زندگى سخت و فقر و تهيدستى شدند ؛ مردمى مستمند و درويش و چرانندهء اشتران پشتريش . پستترين جايشان خانه و خشكترين بيابان كاشانه بود . « 1 » على ( ع ) در اين خطبه بنىاسرائيل ، بنىاسحاق و بنىاسماعيل را مصداق حكومت خداپرستان دانسته كه قدرتشان بهدليل اتحاد و مقهوريت آنان معلول اختلافات داخلى و هواپرستى است . ايشان دولتهاى روم و ايران را عامل انزوا و پراكندگى آنان در صحنهء سياسى مىداند . اين خطبه شاهدى بر سابقهء تمدن در عرب عدنانى است كه اصطلاحاً بدان عرب مستعربه گويند ؛ درست در برابر عرب قحطانى كه عرب عاربه و بوميان اصلى جزيرةالعرب بودهاند . اينان نيز به گواهى قرآنكريم و تورات و ديگر منابع داراى قدرتى درخشان در گذشتهء تاريخ عرب بودهاند . در جايى ديگر حضرت على ( ع ) خطاب به مردم عرب مىفرمايد : خداوند ، پيامبر اسلام حضرت محمد ( ص ) را هشداردهنده جهانيان مبعوث فرمود تا امين و پاسدار وحى الهى باشد ؛ آنگاه كه شما ملت عرب ، بدترين دين را
--> ( 1 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، خطبه قاصعه ، ص 192 .