محمد ابراهيمى وركيانى
24
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
كه واژه شبهجزيره را برگزيدهاند ، منظورشان منطقهاى است كه بهعنوان بخشى از جزيرةالعرب ، امروز با پسوند سعودى معرفى مىگردد . بنابراين تفاوت اين دو واژه در مضافاليه آنهاست ؛ بدين بيان كه « عرب » ملتى است كه با زبان عربى سخن مىگويد و « عربستان » جغرافيايى است كه ساكنان آن را مردم عرب تشكيل دادهاند . در حال حاضر جزيرةالعرب ، از كشورهاى متعددى تشكيل شده كه عربستان يكى از آنهاست . كشورهاى يمن ، عمان ، قطر ، امارات ، بحرين ، كويت ، نيمى از عراق ، سوريه ، لبنان ، اردن و فلسطين ، در اين منطقه قرار دارد كه از همان آغاز در تمامى بخشهاى آن حضور داشتهاند . شبهجزيره عربستان نيز بخش اعظم آن در قلمرو دولت سعودى قرار گرفته و آبهاى درياى سرخ ، خليج عدن ، درياى عرب ، اقيانوس هند ، درياى عمان و خليجفارس ، مرزهاى آبى آن را تشكيل مىدهد نيز صحيح به نظر مىرسد ؛ گو اينكه در حال حاضر عربستان سعودى بهتنهايى جز با تسامح نمىتواند مصداق شبهجزيره باشد . پيشينه تمدن در جزيرةالعرب با توجه به مرزهاى آبى جزيرةالعرب و جايگاه ويژهء آن در ربع مسكون و واقع شدن اين سرزمين در محل تلاقى سه قارهء بزرگ جهان يعنى آفريقا ، اروپا و آسيا ، اين پرسش مطرح مىگردد كه آيا در اين منطقه قبل از اسلام تمدن و فرهنگى پيشرو - همانند تمدنهاى روم و ايران - وجود داشته ، يا اينكه به باور بسيارى از نويسندگان و حتى شرقشناسان ، اين منطقه همواره دور از تمدن بوده و در واقع تمدن عرب با بعثت پيامبر اسلام شكل گرفته است ؟ پاسخ اينكه ، ملت عرب بر خلاف پندار بسيارى از نويسندگان ، فاقد فرهنگ و تمدن پيشرفته نبوده ؛ چنانكه به اعتراف دانشمندانى چون قاضى صاعد اندلسى در كتاب التعريف بطبقات الامم ، اين مردم نيز داراى تمدنى كهن بودهاند ، « 1 » هرچند بههنگام ظهور اسلام مقهور دو ابر قدرت بزرگ ( ايران و روم ) بوده و بسيارى از آنها در بخش كويرى اين جزيره ، يعنى عربستان بهاجبار منزوى شده بودند .
--> ( 1 ) . قاضى صاعد اندلسى ، التعريف بطبقات الامم ، ص 204 ، 210 و . . . .