محمد ابراهيمى وركيانى

239

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

اميرمؤمنان على ( ع ) به‌ناچار با لشكرى از مدينه و جمع ديگرى كه از كوفه به او پيوستند ، روانه بصره شد . طلحه و زبير نيز براى جنگ با اميرمؤمنان ( ع ) از بصره بيرون آمدند ؛ درحالىكه مردم را به دفاع از همسر رسول خدا فرا مىخواندند ! على ( ع ) باب گفتگو و مذاكره با آنان را گشود و از جمله ابن‌عباس را به سفارت نزد آنان فرستاد و به او فرمود : با طلحه سخن مگوى كه او مانند گاوى است كه شاخ‌هايش را تيز كرده ، هر دشوارى را آسان مىپندارد ؛ بلكه با زبير سخن بگوى كه او نرم‌تر است و به وى بگو : پسردايى تو مىگويد تا در حجاز بودى هوادار ما بودى و موقعى كه به عراق آمدى مخالف ما شدى ! چه اتفاق تازه‌اى رخ داده است ؟ « 1 » بار ديگر امام ( ع ) ، خود زبير را در ميدان جنگ فراخواند و به وى فرمود : به‌ياد دارى كه روزى در حضور رسول خدا ( ص ) به من ابراز علاقه مىكردى ، حضرت پرسيد : « آيا على ( ع ) را دوست دارى ؟ » تو گفتى چگونه پسردايى خود را دوست نداشته باشم ؟ ! رسول خدا ( ص ) فرمود : روزى خواهد آمد كه با على ( ع ) روبه‌رو شوى و تو ظالم باشى ! زبير قسم خورد كه اين سخن را به‌ياد نداشته است و اجازه خواست برگردد و جنگ را پايان دهد ؛ على ( ع ) به او اجازه داد ولى به تعبير امام ( ع ) فرزند مشئوم زبير ، عبدالله مخالفت كرد و پدر را به خودكشى تهديد نمود . ازاين جهت زبير خود از جنگ كناره گرفت . « 2 » على ( ع ) فرمود : « به جانب دشمن تير نيندازيد و شمشير نكشيد و تا زمانى كه آنان حمله نكرده‌اند ، حمله نكنيد . به اين صورت با آنان اتمام حجت نماييد » . هنگامى كه دو تن از ياران امام ( ع ) بر اثر تيراندازى سپاه مخالف كشته شدند ، اميرمؤمنان ( ع ) فرمان حمله را صادر كرد . به‌گفته يعقوبى جنگ چهار ساعت بيشتر طول نكشيد و سپاهيان بصره فرارى شدند و طلحه نيز به وسيله مروان بن حكم كشته شد . زيرا مروان او را عامل اصلى كشتن عثمان مىدانست . ازاين‌رو ، قسم خورد كه پس از كشتن طلحه ديگر از عثمان خون‌خواهى نكند .

--> ( 1 ) . سيد رضى ، نهج‌البلاغه ، خطبه 31 ؛ ابن‌خالك يقول ، عرفتنى بالحجاز و انكرتنى بالعراق فما عدى مما بدا ؟ ! ( 2 ) . نخجوانى ، تجارب السلف ، ص 44 .