محمد ابراهيمى وركيانى
232
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
در واقع مجازات قاتلان بهانهاى بيش نبود و هدف اصلى آنان ، مصونيت اموال خويش بود ولى على ( ع ) زير بار پيشنهاد غير مشروع آنان نرفت و پرچم خلاف برضد او برافراشته شد و سرانجام مجبور گرديد كه سه جنگ جانكاه - جمل ، صفين و نهروان - را تحمل نمايد . او كه در برابر سپاه بصره و شام پيروز بود و مىرفت تا با سركوب معاويه آخرين ستمگر ضداصلاحات را فتح نمايد ، با حيله عمروعاص كه داورى قرآن را مطرح ساخت روبهرو شد و اين حادثه منجر به پيدايش مكتب خارجى و رويارويى على ( ع ) با مارقين نهروان گرديد و انسجام سپاه عراق بههم ريخت و با شهادت آن حضرت بار ديگر شرايط براى حاكميت زر و زور و تزوير فراهم آمد . خلافت اميرمؤمنان على ( ع ) نابسامانى جامعه اسلامى و پيدايش شكاف طبقاتى و روى كار آمدن فرمانداران ستمگر با تأييد دستگاه خلافت ، مسلمانان را به اين واقعيت آگاه ساخت كه مشكل جامعه اسلامى جز بهدست با كفايت على ( ع ) حلشدنى نيست . ازاينرو ، تصميم گرفتند براى اولينبار با رأى عمومى ، رهبرى آن حضرت را بپذيرند و كار را به دست كسى واگذارند كه از نظر علم ، تقوا ، ايثار و خيرخواهى براى مسلمانان از همگان برتر ، و در نزد پيامبر خدا ( ص ) محبوبتر و در پذيرش اسلام از همه پيشتازتر بود . يعقوبى مىنويسد : پس از كشته شدن عثمان ، خزيمة بن ثابت انصارى در حضور مردم بپاخاست و به على ( ع ) چنين گفت : براى اين كار كسى جز تو را نمىشناسيم و اين مقام جز در اختيار تو نخواهد بود . اگر صدق دل ما را بخواهى ، ما بر اين عقيدهايم كه تو اولين مسلمان و آشناترين مردم به خدا و نزديكترين آنان به رسول خدا ( ص ) مىباشى . هر آنچه ديگران دارند تو نيز داراى ، ولى آنچه تو دارى ، ديگران ندارند . مالك اشتر نيز بپاخاست و گفت : اى مردم ، اين وصى اوصيا و وارث علم انبيا ( عليهم السلام ) است . آنكه در راه اسلام سخت رنج برده و همهگونه ناراحتى را با خرسندى تحمل نموده است . كسى است كه قرآن و پيامبر ( ص ) بشارت بهشت به او داد و