محمد ابراهيمى وركيانى
233
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
همه فضايل و بهترين آن در او جمع است و در افتخارات او پيشگامان در اسلام و غير آنان اتفاقنظر دارند . « 1 » على ( ع ) كه دشوارى كار را از آغاز مىدانست و اين مهم را جز با آگاهى و وفادارى همگان غيرممكن مىشناخت ، به مردم چنين فرمود : مرا بگذاريد و فردى ديگر را بيابيد . زيرا ما با كارى روبهرو هستيم كه آن را رويهها و چهرههاى متعدد و رنگهاى مختلف است . دلها برآن قرار نمىگيرد و خردها توان درك آن را ندارد . همانا كران تا كران را ابر فتنه پوشانيده و راه راست بر مردم پوشيده شده است . بدانيد كه اگر تقاضاى شما را بپذيرم و امر خلافت را عهدهدار شوم ، با شما بدانگونه رفتار مىكنم كه خود مىدانم . از گفته گوينده و سرزنش ملامتگرى وحشت ندارم . ولى اگر مرا به حال خود واگذاريد ، من همچون يكى از شما خواهم بود و براى كسى كه او را انتخاب كنيد ، مطيعترين خواهم بود . ازاينرو اگر من براى شما وزير باشم ، بهتر از آن است كه امير باشم . « 2 » مردم كه تصميم خويش را گرفته بودند ، بههيچ روى جز با پذيرش خلافت از جانب على ( ع ) راضى نمىشدند و هرگونه اطاعت از وى را پذيرفتند . در اين ميان افرادى مانند عمار ياسر و مالك اشتر ، بيشتر از همگان بر اين امر اصرار داشتند . مالك اشتر گفت : بيعت مىكنم و بيعت همه مردم كوفه به عهده من . طلحه و زبير گفتند : ما بيعت مىكنيم و بيعت همه مهاجران به عهده ما . ابوالهيثم و عمرو بن ابوايوب گفتند : ما بيعت مىكنيم و بيعت همه انصار و ساير قريش به عهده ما و . . . . برنامه كار امام على ( ع ) در همان روزهاى اول خلافت برنامه خود را اعلام كرد ، ابن ابىالحديد مىنويسد : على ( ع ) در روز دومِ بيعت مردم با او ، به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى و
--> ( 1 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 76 . ( 2 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، خطبه 92 .