محمد ابراهيمى وركيانى
226
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
شورش گذاشتند و خانه عثمان را محاصره كردند . مردم عراق و مدينه نيز با آنان همكارى كردند . بسيارى از اصحاب رسول خدا ( ص ) نيز به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با آنان همراه بودند . يعقوبى مىنويسد : ميان عثمان و عايشه رنجشى پديد آمده بود . زيرا عثمان حقوق عايشه را كه در زمان عمر بيشتر از ديگر زنانِ پيامبر بود ، برابر قرار داده بود . عثمان روزى خطبه مىخواند دراين حال عايشه پيراهن رسول خدا ( ص ) را برافراشت و فرياد زد : اى گروه مسلمانان ، اين جامه رسولخدا ( ص ) است كه هنوز كهنه نشده ، ولى عثمان سنت او را كهنه كرده است ! عثمان در پاسخ عايشه گفت : اللهم اصرف عنى كيدهن ، انّ كيدهن عظيم . « 1 » سرانجام مردم ، عثمان را در خانهاش محاصره نمودند و بيش از همه ، طلحه ، زبير و عايشه مردم را بر ضد او تحريك مىكردند . عثمان به معاويه نامه فرستاد و از او خواست تا هرچه زودتر به مدينه آيد . او با دوازده هزار سپاه روانه مدينه شد ، ولى سربازهاى خود را در مرز شام گذاشت و به آنان گفت : همينجا بمانيد تا من نزد اميرالمؤمنين روم و از كار او نيك آگاه گردم . سپس ، نزد عثمان رفت . عثمان گفت : بهخدا قسم ، تو خواستى كه من كشته شوم ، پس بگويى منم صاحب خون ! برگرد و مردم را به كمك من برسان . پس معاويه بازگشت و بهسوى او نيامد تا كشته شد . « 2 » طبرى مىنويسد : مردم اجتماع نمودند و از على ( ع ) خواستند تا با عثمان سخن بگويد . على ( ع ) پذيرفت و پيش عثمان رفت و اظهار داشت : مردم پشت سر من هستند و درباره تو با من سخنها گفتهاند . به خدا ، نمىدانم با تو چه بگويم ! زيرا چيزى كه تو بر آن واقف نباشى نمىدانم . . . تو پيامبر خدا را ديده و با او همنشين بودهاى و به افتخار ازدواج با دختران پيامبر ( ص ) نائل گشتهاى . نه پسر ابىقحافه و نه پسر
--> ( 1 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 175 . ( 2 ) . امام على ( ع ) در پاسخ نامه معاويه مىفرمايد : « تو هرجا كه به نفع خودت بود ، عثمان را يارى كردى و آنجا كه به نفع عثمان بود او را يارى ندادى » . ( سيد رضى ، نهجالبلاغه ، نامه 37 )