محمد ابراهيمى وركيانى
220
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
آنگاه خطاب به مردم گفت : خداوند ما را به پيامبر خود گرامى داشت و به دين خود عزت بخشيد . براى چه خلافت را از خانواده پيامبر بيرون مىبريد ؟ از اين تاريخ به بعد ، رقابت بين بنىهاشم و اموىها صورت جدى گرفت و كمكم فرقههاى سياسى و دينى مختلفى پديد آمدند . « 1 » يعقوبى نيز به پارهاى از سخنان هواداران دو طرف اشاره دارد . « 2 » حوادث دوران عثمان عثمان با پذيرش شرط عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) و سيره دو خليفه پيش از خود ، در اولين روز خلافت با مشكل بزرگى روبهرو شد و آن رويداد كشته شدن هرمزان و دختر خردسال ابولؤلؤ و جفينه نصرانى ، بهدست عبيدالله بن عمر بود . به عبيدالله گزارش داده بودند كه خنجرى كه فيروز با آن عمر را كشت ، در دست ايشان بوده است . صحابه پيامبر نسبت به اين كار غيرانسانى ، سخت نگران بودند و از عثمان خواستند كه عبيدالله را كيفر دهد ؛ ولى عثمان كه پيش از خليفه شدن ، عمل عبيدالله را نكوهش مىكرد و بر اجراى حد شرعى بر او تأكيد داشت ، پس از خليفه شدن تغيير موضع داد و گفت : سزاوار نيست كه ديروز پدر كشته شود و امروز پسر ! من خونبهاى كشتهشدگان را از بيتالمال مىپردازم ! « 3 » وى با اين عمل ، مشخص كرد شرايطى را كه به هنگام خليفه شدن پذيرفته بود ، خيلى جدى نپنداشته است . آشفتگى اوضاع دردوران خليفه سوم استاد الازهر ، سيد قطب ، مىنويسد : بدبختى اين بود كه خلافت به عثمان رسيد . زيرا او پيرمردى بود كه تصميمش سست و اراده او را تبعيت و اعتماد به مروان و حيلههاى اموىها ضعيف كرده بود . عثمان خيال كرد كه پيشوا شدن اجازه هرگونه دخل و تصرف در بيتالمال را به وى خواهد داد ، كه طبق دلخواه خود بخشش نمايد . وى بسيارى از اوقات
--> ( 1 ) . حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ص 282 . ( 2 ) . بنگريد به : ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 66 . ( 3 ) . شهيدى ، تاريخ تحليلى اسلام ، ص 131 .