محمد ابراهيمى وركيانى

221

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

به انتقادكنندگان مىگفت : پس من براى چه خليفه شده‌ام ! و خيال مىكرد كه خلافت به او اجازه مىدهد كه « بنىمعيط » و « بنىاميه » را كه فاميل‌هاى او بودند ، به بهانه صله‌رحم بر مردم مسلط سازد ؛ درحالىكه در ميان آنان حكم بن عاص ، مطرود رسول‌الله نيز بوده است ! عثمان به شوهر دخترش ، حارث بن حكم ، در شب عروسى دويست هزار درهم از بيت‌المال بخشيد و زمانى كه « زيد بن ارقم » خزانه‌دار بيت‌المال نزد او آمد و اندوهگين از عثمان خواست كه استعفاى او را بپذيرد ، با تعجب پرسيد : پسر ارقم ! آيا از اينكه من به خويشان خود نيكى كرده‌ام گريه مىكنى ؟ ! ابن‌ارقم گفت : من بر اين مىگريم كه فكر كردم تو اين مال را در برابر آنچه در زمان پيامبر ( ص ) انفاق كرده‌اى ، گرفته باشى . به خدا قسم ، اگر به او صد درهم مىدادى باز هم اسراف كرده بودى . عثمان به او پرخاش كرد و گفت : كليد بيت‌المال را بگذار و برو . ما ديگرى را براى اين كار پيدا مىكنيم ! « 1 » يعقوبى نيز مىنويسد : عثمان به حكم بن عاص نوشت تا نزد وى آيد ؛ درحالىكه وى تبعيد شده رسول خدا بود . « 2 » چون ابوبكر خليفه شد عثمان با گروهى از بنىاميه نزد او آمدند و آزادى حَكم را خواستار شدند ، ولى او نپذيرفت و چون عمر به خلافت رسيد از او نيز همين تقاضا را نمودند ، او نيز نپذيرفت . به‌همين دليل مردم به كار عثمان اعتراض كردند . كسى مىگويد : روزى كه حكم بن عاص وارد مدينه شد ، ديدم جامه‌اى پاره به تن و بز نرى همراه داشت . چون بر عثمان وارد شد در حالى بيرون آمد كه لباسى فاخر پوشيده بود . « 3 » استاد سيد جعفر شهيدى مىنويسد : با آنكه عثمان پذيرفته بود كه كارگزاران عمر را از سر كار برندارد ، طولى نكشيد كه همه آنان را از كار بر كنار كرد و خويشاوندان خود را به‌جاى آنان گماشت . آيا

--> ( 1 ) . بنگريد به : سيد قطب ، عدالت اجتماعى ، ص 369 . ( 2 ) . پيامبر ( ص ) حكم بن عاص را به طايف تبعيد كرد و در آنجا به گوسفندچرانى مشغول بود و همين‌گونه بود تا در دوران عثمان به مدينه فراخوانده شد . ( صفدى ، الوافى بالوفيات ، ج 13 ، ص 165 ) ( 3 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 56 ؛ مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 1 ، ص 691 .