محمد ابراهيمى وركيانى

219

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

به‌حكم خدا و روش پيامبر ( ص ) تا آنجا كه توانايى دارم عمل خواهم كرد . عبدالرحمن همين مطلب را با عثمان مطرح كرد و او بدون شرط پذيرفت . عبدالرحمن براى بار دوم همين پيشنهاد را با على ( ع ) مطرح كرد و او شرط سوم ( پيروى از سيره ابوبكر و عمر ) را قبول نكرد . از آنجايى كه عمل به شرط سوم براى على ( ع ) پذيرفتنى نبود ، آن‌هم با انحرافاتى كه در معيارهاى اصيل اسلامى در دوران خلافت دوازده ساله عمر رخ داده بود ، على ( ع ) با آن مخالف بود ، « 1 » ولى عثمان آن را قبول كرد . سرانجام زمانى كه على ( ع ) براى بار سوم شرط پيروى از سيره ابوبكر و عمر را رد كرد ، عبدالرحمن با عثمان به عنوان خليفه بيعت كرد و عثمان خليفه شد . « 2 » بعضى از نويسندگان برآنند كه على ( ع ) به عبدالرحمن گفت : با وجود كتاب خدا و روش پيامبر ( ص ) پيروى از فرد يا افراد ديگر نيازى نيست . و تو با اين شرط هدفى جز بركنارى من از خلافت ندارى . « 3 » هنگامى كه عبدالرحمن با عثمان بيعت كرد ، على ( ع ) به او گفت : اين اولين روزى نيست كه شما براى ربودن حق ما متفق مىشويد . آنگاه سخن يعقوب ( ع ) به هنگام خيانت برادرانِ يوسف را تكرار كرد كه فرمود : با بزرگوارى صبر مىكنم و از خداوند نسبت با آنچه كرديد يارى مىجويم . مورخ معاصر ، حسن ابراهيم حسن ، مىنويسد : در اين صحنه ، باز ياران على ( ع ) را مىنگريم كه هريك درباره على ( ع ) سخنانى گفته‌اند . از جمله عمارياسر در مسجد بپاخاست و گفت : اگر مايليد در مردم اختلاف نشود ، على ( ع ) را انتخاب كنيد . مقداد بن اسود نيز برخاست و گفتار عمار را تأييد كرد . ولى عبدالله بن ابىسرح ( برادر رضاعى عثمان ، كه در زمان پيامبر ( ص ) مرتد شد و در فتح مكه مهدورالدم اعلام شد و با شفاعت عثمان ، پيامبر ( ص ) او را عفو فرمود ) ، بپاخاست و گفت : اگر مىخواهيد قريش پراكنده نشود ، عثمان را انتخاب كنيد . عبدالرحمن بن ابىربيعه نيز گفتار او را تأييد كرد . عمار به ابن ابىسرح گفت : از كى و چه زمانى خيرخواه مسلمانان شده‌اى ؟

--> ( 1 ) . بنگريد به : شهيدى ، تاريخ تحليلى اسلام ، ص 115 . ( 2 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 54 ؛ ابن ابىالحديد ، شرح نهج‌البلاغه ، ج 1 ، ص 189 . ( 3 ) . همان ، ص 194 ؛ ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 53 .