محمد ابراهيمى وركيانى
218
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
آشفتهتر كرد و نسبت به قريش ، بهويژه فاميلهاى خويش بخششهايى انجام داد كه در دوران عمر نيز بىسابقه بود . « 1 » كشته شدن خليفه دوم و تشكيل شوراى شش نفره خليفه دوم در اواخر ذيحجه سال 23 هجرى به وسيله ابولؤلؤ ( فيروز ) كه پس از اسارت به غلامى مغيرة بن شعبه درآمده بود ، ترور شد . سه روز بعد ، مرگش فرا رسيد و براى جانشينى خود توصيه كرد كه يكى از شش نفرى را كه رسول خدا ( ص ) به هنگام وفات خويش از آنان راضى بود به رهبرى برگزينند . آن شش نفر عبارت بودند از : على بن ابىطالب ( ع ) ، عثمان بن عفان ، زبير بن عوام ، سعد بن ابىوقاص ، عبدالرحمن بن عوف و طلحة بن عبيدالله . اين شش نفر به عقيده اهلسنت ، همگى از رجال قريش و در زمره ده نفرى بودند كه پيامبر ( ص ) به آنان مژده بهشت داده بود . از آغاز معلوم بود كه خلافت در اختيار يكى از دو تن ( على ( ع ) و عثمان ) قرار خواهد گرفت ؛ اما تيره اموى با خلافت على ( ع ) موافق نبودند و عبدالرحمن بن عوف - كه خود از اصحاب شورا بود و عمر به صورت غيرمستقيم خشنودى او را از خليفه بعدى معيار صحت شورا قرار داده بود - به حكم خويشاوندى ، جانب عثمان را فرو نمىگذاشت . « 2 » اتفاقاً در اين جمع ، كه يكى از اصحاب شورا ( سعد بن وقاص يا طلحه ) حضور نداشتند ، يكى از اعضا امتياز خود را به عثمان واگذاشت . زبير نيز امتيازش را به على ( ع ) داد و عبدالرحمن بن عوف گفت : من نيز خود را از اين مسئوليت بر كنار مىكنم ، بهشرط اينكه هر فردى را كه من از ميان شما دو تن برگزيدم ، بپذيريد . على ( ع ) و عثمان پذيرفتند . على ( ع ) به عبدالرحمن بن عوف گفت : بهشرط اينكه در اين كار خدا را در نظر داشته باشى و جانب فاميلى را فروگذارى . عبدالرحمن نيز پذيرفت . آنگاه عبدالرحمن به على ( ع ) گفت : خدا را بر تو گواه مىگيرم كه اگر خليفه شدى در ميان مردم به حكم خدا و سنت پيامبر ( ص ) و سيره دو خليفه پيش از خود عمل كنى . على ( ع ) پاسخ داد :
--> ( 1 ) . بنگريد به : سبحانى ، فروغ ولايت ، ص 264 . ( 2 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 50 .