محمد ابراهيمى وركيانى
204
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
ابوعبيده ، بهدنبال فتح دمشق ، عمرو بن عاص را به اردن و فلسطين گسيل داشت و آنجا نيز فتح شد . طولى نكشيد كه حمص نيز گشوده شد و قدس از محاصره درآمد . « 1 » وى همچنين مىنويسد : در رمضان سال 14 هجرى ، عمر برپايى نماز مستحب ماه رمضان « 2 » را معمول ساخت و فرمان آن را به شهرها نوشت و ابى بن كعب را فرمان داد تا نافله رمضان را با مردم به جماعت بخواند . هنگامى كه بهوى گفته شد اين كار تو بر خلاف سيره رسول خدا ( ص ) و ابوبكر است ، پاسخ داد : اگر بدعت است ، بدعت خوبى است ! عمر بن خطاب پس از فتوحات شام و فلسطين ، ابوعبيدة بن مسعود ثقفى را با لشكرى به همراهى مثنى بن حارثه به عراق گسيل داشت . اين لشكركشى در دوران پوراندخت ( دختر خسروپرويز ) بود . ابوعبيده در اين جنگ به فتوحاتى ديگر نيز دست يافت . پارسيان چون زبونى و ناتوانى خويش بديدند . . . به جستجوى يزدگرد پسر خسروپرويز آمدند و او را پادشاه ساختند . او درحالىكه تنها بيست سال داشت ، توانست اوضاع را بهخوبى اداره كند . يزدگرد كارها را منظم ساخت و تدبيرى نيكو در پيش گرفت . در نتيجه ، كشور نيرومند شد و كار پارسيان بالا گرفت و مسلمانان را از مرغزارها راندند و مردمى كه با مسلمانان عهد بسته بودند ، عهدنامهها را پاره كردند . عمر پس از كشته شدن ابوعبيده ثقفى ، مىخواست خود به عراق رود ، ولى پس از مشورت ، سعد بن ابىوقاص را با هشت هزار نيرو به قادسيه فرستاد . سعد ، نعمان بن مقرن را همراه جماعتى به نزد يزدگرد فرستاد و آنان را به اسلام يا پرداخت جزيه دعوت نمود . يزدگرد از اين پيشنهاد به خشم آمد و دستور داد توبره خاكى بر رئيس فرستادگان بار كنند . عاصم بن عمرو گفت : من سرور ايشان هستم و چون خاك را بر او بار كردند ، با شتاب رفت و گفت : به خدا سوگند ، ما بر ايشان ظفر يافتيم و خاكشان را ربوديم ! چون اين خبر به رستم فرخزاد رسيد ، بر او سخت گران آمد و درباره يزدگرد گفت : پسر زن حجامتگر را با پادشاهى چكار ؟ ! يزدگرد ، رستم را فرمان حركت
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . نماز تراويح .