محمد ابراهيمى وركيانى
192
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
جامعه اسلامى وارد آمد و با شكاف طبقاتى و برترىجويى قومى روبهرو گرديد و نتيجه آن شد كه رجال قريش مجدداً زمام قدرت اقتصادى و بهدنبال آن با روى كار آمدن عثمان ، بنىاميه كه دورترين گروه از ارزشهاى اسلامى بودند قدرت سياسى را در اختيار گرفتند و نتيجه آن شد كه نهتنها خليفه دوم كشته سياست غلط خود گرديد ، عثمان نيز كه روش سياسى او را دنبال مىكرد كشته شد و شرايط مطلوب براى امويان فراهم آمد تا خون عثمان را بهانه قرار داده و زحمات رسول خدا را از هر جهت به باد فنا دهند . مسعودى مىنويسد : در اينكه وفات آن حضرت چه روزى از ربيعالاول بوده ، اختلاف است ؛ ولى در اينكه رحلت آن بزرگوار در روز دوشنبه بوده است ، مورخان اتفاقنظر دارند . بيشتر مورخان وفات وى را دوازدهم و بعضى دوم و برخى هفتم ربيعالاول گفتهاند . اين روز با شانزدهم اسفند ماه فارس ، سال صدم پادشاهى انوشيروان پسر قباد همزمان بوده است . مدت بيمارى رسول خدا چهارده روز و بهقولى كمتر بوده است . غسل وى بهوسيله على بن ابىطالب ( ع ) و عباس بن عبدالمطلب و دو پسر او ، فضل و قثم و نيز اسامهء بن زيد و شقران ( آزاد شده پيامبر ( ص ) ) انجام شد . « 1 » يعقوبى مىنويسد : چون رسول خدا ( ص ) وفات كرد ، مردم گفتند : ما گمان نمىكرديم كه پيامبر خدا ( ص ) تا بر همه زمين دست نيابد بميرد . عمر بيرون آمد و گفت : به خدا قسم ، او نمرده است و نمىميرد و همچنانكه موسى چهل شب ناپديد شد ، ناپديد مىشود و سپس بازمىگردد . به خدا سوگند ، او دستها و پاهاى مردم منافق را [ كه مىگويند وى مرده است ] خواهد بريد . بهقولى ، عمر با شمشير افرادى را كه مىگفتند : پيامبر وفات كرده است ، بهمرگ تهديد كرد . « 2 »
--> ( 1 ) . مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 157 . ابوريحان بيرونى مىنويسد : « رحلت پيامبر ( ص ) روز اول ربيعالاول بوده است » . ( بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 455 ) ( 2 ) . حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ص 170 ؛ ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 511 ؛ ابنهمام صنعانى ، المصنف ، ج 5 ، ص 434 .