محمد ابراهيمى وركيانى

175

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

تحت‌الحمايه روميان را كه براى مسلمانان خطرآفرين بودند ، پيمان صلح و دوستى برقرار ساخت و با برخى ديگر نيز قرارداد ذمه منعقد نمود . پس از آن نيز ايشان به مدينه بازگشت . « 1 » به‌هنگام بازگشت رسول‌خدا ، منافقانى در گردنه كوهى كمين نموده و در صدد بودند تا شتر پيامبر را برمانند تا حضرت از كوه سقوط كند . پيامبر نيز توطئه آنان را آشكار ساخت و نام كسانى را كه در اين توطئه دست داشتند ، به پاره‌اى از اصحاب خود ازجمله حذيفة بن يمان ابراز داشت . به همين دليل حذيفه مىگفت : من نام آنان و پدرانشان را نيز مىدانم . « 2 » نزول آياتى از سورهء برائت پيامبر اكرم ( ص ) پس از فتح مكه كسى از مردم مكه را به پذيرش اسلام مجبور نكرد . ازاين‌رو ، بسيارى از ساكنان آن همچنان بر شرك خويش باقى ماندند و حتى گاه در مراسم حج حضور مىيافتند و شعاير مذهبى خويش را برگزار مىكردند و البته در اين ميان تندروىهايى را نيز كه با روحيهء مسلمانان سازگارى نداشت ، مرتكب مىشدند . پيامبر ( ص ) در سال نهم هجرت ابوبكر را همراه با سيصد نفر از مسلمانان مأمور برگزارى حج نمود و از او خواست تا آيات سورهء برائت را براى آنان قرائت نمايد ؛ آياتى كه مشركان را از حضور در مسجدالحرام و اعمال عبادى ضداخلاقى مثل برهنه طواف كردن و . . . برحذر مىداشت . اما جبرئيل امين ، بر پيامبر وارد شد و به او خبر داد كه خود و يا يكى از اعضاى خانواده‌اش بايد ابلاغ آيات برائت را به‌عهده گيرد . ازاين‌رو ، پيامبر ( ص ) نيز على ( ع ) را مأمور كرد تا آيات برائت را از ابوبكر پس بگيرد و خود در مراسم حج ، آن را به مشركان ابلاغ نمايد . دراين‌باره واقدى مىنويسد : ابوبكر درحالىكه پنج شتر براى قربانى همراه داشت ، از مسجد شجره مُحرم شد ، ولى هنگامى كه به « عرج » رسيد ، ناگاه صداى شتر پيامبر را شنيد و متوجه شد كه على بن ابىطالب نيز براى حج آماده شده است . ابوبكر پرسيد : آيا پيامبر ( ص ) مسئوليت برگزارى حج را به تو واگذاشته است ؟ على ( ع ) پاسخ داد : خير ، من تنها مأمور ابلاغ آيات برائت هستم . « 3 »

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 996 به بعد . ( 2 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 430 . ( 3 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 1077 .