محمد ابراهيمى وركيانى
174
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
با همه اين مشكلات ، پيامبر ( ص ) با سىهزار تن رزمنده روانه تبوك شد ، ولى بهسبب حساسيت اوضاع و تخلف منافقانى مانند عبدالله بن ابى ، على ( ع ) را در مدينه خليفه خود ساخت . على ( ع ) كه از حضور در ركاب پيامبر ( ص ) براى اولينبار محروم مىشد ، سخت نگران و متأسف بود ، ازاينرو پيامبر ( ص ) براى آرامش او فرمود : اما ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى الّا انه لا نبى بعدى ؟ ! « 1 » زمانى كه سپاهيان اسلام از ثنية الوداع گذشتند ، بهتدريج افرادى از سپاه كناره مىگرفتند . هرگاه نيز خبر كنارهگيرى فردى را به پيامبر ( ص ) مىدادند ، مىفرمود : رهايش كنيد ! اگر خيرى در او باشد ، خدا او را بهما بازمىگرداند ، و گرنه همان بهتر كه با ما نباشد . يكى از عقبماندگان از سپاه اسلام ، ابوذر غفارى بود كه بهدليل بىحالى شترش مجبور شده بود مدتى به آن رسيدگى كند تا بتواند همراه سپاه حركت نمايد . پيامبر درمورد عقبماندگى ابوذر نيز همان جمله را تكرار فرمود . اما ابوذر پس از نااميدى از بهبودى شترش ، درحالىكه بار آن را به دوش گرفته بود ، با زحمت بسيار ، خود را به پيامبر ( ص ) رسانيد . اصحاب اظهار داشتند كه فردى بهسوى ما مىآيد . حضرت فرمود : « شايد ابوذر باشد . » طولى نكشيد كه معلوم شد اين فرد ، ابوذر است . پيامبر ( ص ) فرمود : « مرحبا به ابوذر كه تنها حركت مىكند و تنها مىميرد و تنها محشور مىگردد ! » آنگاه از ابوذر پرسيد : چرا عقب ماندى ؟ ابوذر در پاسخ ، جريان درماندگى شترش را توضيح داد . حضرت به او فرمود : « اى ابوذر ! در برابر هر قدمى كه برداشتى تا بهما برسى ، خداوند گناهى را از تو بخشيد . تو ازجمله عزيزترين افرادم بودى كه جدايى تو برايم سنگين بود . » آنگاه خود بار از دوش ابوذر برگرفت و دستور داد تا او را سيراب كنند . خوشبختانه هنگامى كه پيامبر به تبوك رسيد ، از سپاه روم خبرى نبود . حضرت با برخى از قبايل
--> ( 1 ) . ابنعساكر ، تاريخ دمشق ، ج 2 ، ص 164 ؛ مسلم ، الصحيح ، ج 2 ، ص 360 ؛ حاكم نيشابورى ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 109 .