محمد ابراهيمى وركيانى

126

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

جنگ احد اين جنگ در شوال سال سوم هجرت رخ داد . به‌گفته يعقوبى ، قريش پس از شكست در بدر براى خون‌خواهى كشته‌هاى خويش اجتماعى تشكيل دادند و متعهد شدند سود فراوانى را كه ابوسفيان در سفر شام براى آنها فراهم آورده بود ، تنها در مسير جنگ با پيامبر ( ص ) مصرف كنند . عباس بن عبدالمطلب اخبار آنان را براى پيامبر ( ص ) نوشت و آن حضرت نيز ياران خويش را از تصميم قريش آگاه نمود . ديرى نپاييد كه سپاه شرك كه شمار آنان سه هزار نفر بود ، به فرماندهى ابوسفيان روانهء مدينه گرديدند . آنها هفده زن ازجمله هند دختر عتبه و همسر ابوسفيان را نيز براى تهييج مردان به جنگ همراه داشتند . « 1 » شوراى نظامى پيامبراكرم ( ص ) شوراى نظامى تشكيل داد و با ياران خويش درباره حضور در مدينه و دفاع خانگى و يا خروج از شهر و درگيرى مستقيم با دشمن به مشورت پرداخت . جوانان انصار به‌ويژه آنان كه در جنگ بدر حضور نداشتند و تنها خبر پيروزى ياران پيامبر را - با وجود كمبود امكانات - شنيده بودند ، طرفدار خروج از مدينه و برخورد مستقيم با دشمن بودند ، ولى افراد باتجربه ازجمله خود پيامبر ( ص ) ( به‌خاطر خوابى كه ديده بود ) با حضور دفاعى در مدينه موافق بودند ؛ زيرا موضع سپاهيان مكه كه در اين صحنه چند برابر آنان در بدر بود و صرفاً براى انتقام خارج شده بودند ، با موضع آنان در بدر كه تنها براى دفاع از كاروان تجارى خويش بيرون آمده و بر خلاف ميل خود براثر تدبير خائنانهء ابىجهل با مسلمانان درگير شده بودند ، كاملًا متفاوت بود . پيامبر بر خلاف نظر خود و جمعى از سپاهيان مجرب خويش ، رأى اكثريت را تنفيذ نمود و براى خروج از مدينه و رويارويى مستقيم با دشمن در دامنهء كوه احد آماده شد . اين موضع‌گيرى قانون‌مدارانهء رسول‌خدا كه لازمهء شورايى بودن امور اجتماعى بود ، آن‌چنان براى طرف‌داران درگيرى غيرمستقيم با دشمن ، خطرناك مىنمود كه شمار زيادى از آنان كه حدود

--> ( 1 ) . بلاذرى ، انساب الأشراف ، ص 224 .