محمد ابراهيمى وركيانى
127
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
سيصد نفر گزارش شده ، از جمع هزار نفرى ياران پيامبر جدا شدند و اظهار داشتند : « لَوْ نَعْلَمُ قِتَالا لاتَّبَعْنَاكمْ ؛ « 1 » اگر اين درگيرى را جنگ مىدانستيم [ و مصداق خودكشى نبود ] ، با شما همراهى مىكرديم . » اما پيامبر و ياران وفادارش به جدايى آنان - كه با تلقين پارهاى از منافقان نيز بىارتباط نبود - اعتنايى نكرده ، روانهء احد گرديدند . « 2 » پيامبراكرم سپاه هفتصد نفرى خود را براى پيكار با سپاه سه هزار نفرى قريش مرتب نمود و سه پرچم را براى اين منظور اختصاص داد : پرچمى را به اوسيان ، پرچمى را به خزرجيان و پرچمى را نيز به مهاجران . پرچمدار مهاجران امام على ( ع ) و به قولى مصعب بن عمير از فرزندان عبدالدار « 3 » بود كه پيش از هجرت افتخار نمايندگى پيامبر ( ص ) در يثرب را داشت . پيامبر ( ص ) جمعى از تيراندازان را نيز بر « جبل الرماة » قرار داد تا مانع از نزديك شدن سوارهكاران دشمن شوند . نخستين فرد از سپاه مكه كه براى پيكار تن به تن به ميدان آمد ، طلحة بن ابىطلحه بود كه در برابر على ( ع ) قرار گرفت و كشته شد . بهدنبال آن عثمان بن ابىطلحه به ميدان آمد و حمزهء سيدالشهدا او را از پاى درآورد . سپس افرادى ديگر به ميدان آمدند و هريك بهدست على ( ع ) يا ديگر مبارزان كشته شدند . سرانجام غلامى نيرومند به نام « صوأب » به ميدان آمد كه او نيز توسط على ( ع ) كشته شد . با كشته شدن دلاورانى از قريش آثار ضعف در سپاه مكه نمودار شد و آنان دريافتند كه قادر به رويارويى تن به تن نيستند . سپس پيكار دستهجمعى آغاز شد كه در اين پيكار نيز سپاه مكه شكست خورد . به همين دليل تيراندازان در جبل الرماة چنين پنداشتند كه جنگ پايان يافته ، ازاينرو بر خلاف توصيه پيامبر ، جمعى از آنان جايگاه خويش را رها نمودند و براى كسب غنيمت به رزمآوران در صحنهء نبرد پيوستند . در اين حال خالد بن وليد با دويست تن سوارهنظام ، تفرقه تيراندازان را مغتنم شمرد و از پشت به مسلمانان حملهور شد . بدينترتيب ، سپاه فرارى دشمن نيز به صحنه پيكار بازگشت و
--> ( 1 ) . آلعمران ( 3 ) : 167 . ( 2 ) . ابنهمام صنعانى ، المصنف ، ج 5 ، ص 365 . ( 3 ) . آيتى ، تاريخ پيامبر اسلام ، ص 326 .