محمد ابراهيمى وركيانى
121
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
مخالفت جدى خود را با جنگ ابراز داشت . « 1 » اما ابوجهل دستور داد تا عامر حضرمى ( برادر عمرو ) ناله و فرياد برآورد و بر سر و صورت خود خاك بيفشاند و انتقام خون عمرو را تقاضا كند . ابوجهل خطاب به عتبه گفت : تو از وقتى به شمشير مردم مدينه چشمت افتاده ، وحشتزده شدهاى و در فكر فرار از جنگ هستى و از سويى ملاحظه پسرت ابوحذيفه را مىكنى كه به جمع ياران پيامبر پيوسته است . « 2 » او همچنين اعلام داشت كه ما جز كشتن مردم مدينه هدفى نداريم ، ولى مهاجران ( از ياران پيامبر ) را به قتل نمىرسانيم ، بلكه آنها را دستگير كرده ، به مكه مىبريم تا آنها را براى تغيير عقيدهشان شكنجه نماييم . « 3 » اولين جنگجويان سپاه قريش عتبة بن ربيعه كه انتظار نداشت كسى او را به ترس از جنگ متهم سازد ، با شنيدن سخنان ابىجهل آنچنان آشفته شد كه نهتنها از ترك جنگ با پيامبر ( ص ) ديگر سخنى نگفت ، بلكه خود و برادرش شيبه و فرزندش وليد نخستين كسانى بودند كه براى جنگ با مسلمانان وارد ميدان نبرد شدند و هماورد طلبيدند . در آغاز سه تن از انصار براى جنگ با عتبه و همراهانش وارد ميدان نبرد شدند ، ولى عتبه فرياد زد كه اينان كفو ما نيستند . او از پيامبر ( ص ) خواست تا از مهاجران قريش براى جنگ با آنان افرادى را بفرستد . حضرت نيز به مبارزان انصار فرمان داد تا بازگردند و بهجاى آنان حمزهء سيدالشهدا عموى پيامبر ، على ( ع ) و عبيدهء بن حارث ( پسرعموى ديگر ) پيامبر به ميدان روند . عتبه با ديدن آنان اظهار داشت : « اينان بهحقيقت لايق جنگ با ما هستند . خدا لعنت كند كسى را كه ما را در برابر يكديگر قرار داد . » مقصود وى ابوجهل بود كه او را به ترس و گريز از جنگ متهم نموده بود . در اين مبارزه ، على ( ع ) در برابر وليد بن عتبه ، عبيده بن حارث در مقابل عتبه و حضرت حمزه
--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 60 ؛ ابناثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 530 . ( 2 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 64 و 66 . ( 3 ) . همان ، ص 71 . نيز بنگريد به : طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 322 و 328 .