حميد احمدى
70
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
مثلًا در جايى گفته است : على عليه السلام وصى محمد صلى الله عليه و آله و وارث علم اوست . وه ! شما پس از پيامبر حيران و مبهوت شديد . اگر شما تقدم را به كسانى كه خداوند به آنها برترى ( در رهبرى ) داده است ، بدهيد و كسانى را كه خدا آنان را كنار گذاشته است ، كنار گذاريد و اگر شما به طور محكم جانشينى و وراثت را در اهلبيت پيامبرتان بگذاريد ، مطمئناً خوشبخت خواهيد بود و وسايل امرار معاش شما فزونى خواهد يافت . « 1 » امام على عليه السلام در مقابل برخورد تند حكومت با ابوذر آشكارا به جانبدارى از وى و مخالفت با عثمان و كارگزاران پرداخت . هنگامى كه عثمان دستور تبعيد ابوذر را صادر كرد ، فرمان داد كه هيچكس نبايد او را بدرقه كند ، بهجز مروان كه بايد او را از مدينه خارج سازد . به رغم اين دستور ، امام على عليه السلام همراه با امام حسن و امام حسين عليهما السلام و يار صديقش عمار ، ابوذر را تا مقدار زيادى از راه بدرقه كردند . هنگامى كه زمان عزيمت فرا رسيد ، ابوذر گريست و به على عليه السلام گفت : « به خدا قسم ! هرگاه تو را مىبينم ، پيامبر را بهخاطر مىآورم . » « 2 » على عليه السلام نيز براى دلدارى به ابوذر فرمود : اى ابوذر ! اعتراض و خشم تو براى خدا و در راه خدا بود ؛ از جانب كسى كه براى او در خشم شدى ، اميدوار باش . مردم به احتمالِ از دست رفتن دنياى خود ، از تو مىترسند و تو براى دين خود از ايشان مىترسى كه مبادا تحتتأثير قرار بگيرى . بايد جز به خدا دل نبندى و جز از باطل نترسى . اگر دنياى آنها را قبول مىكردى ، در نظرشان محبوب بودى و اگر دندان طمع نمىكندى از دست تو ايمن مىگشتند و تو را ايمن بر مىگردانيدند . « 3 » از جمله ياران امام على عليه السلام عمار بود كه از همان ابتداى انتخاب عثمان به خلافت ، به اعتراض سخن گفت :
--> ( 1 ) . ابنواضح احمد بن ابىيعقوب ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 171 . ( 2 ) . ابوالحسن على بن حسين مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ص 341 ؛ احمد بن محمد بن يحيى بلاذرى ، فتوح البلدان ، تحقيق رضوان محمد رضوان ، ص 53 . ( 3 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، خطبه 54 .