حميد احمدى
71
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
اى مردم ! خداوند ما را به وجود پيامبرش مفتخر ساخت و با دينش ما را ممتاز گردانيد ، ولى شما از خاندان پيامبرتان روى مىگردانيد . خيلى سخت است كه ببينم مردم چگونه دارند به اعضاى خاندان پيامبرشان پس از حضرتش احترام مىكنند ! واقعاً وحشتانگيز است كه ببينم قريش از بهترين شخصِ ميان خود دست كشيده و مىگذرند . « 1 » مقداد در پاسخ فردى كه مىگويد « اهلبيت چه كسانى هستند و مرد شايسته بين آنان كيست ؟ » ، مىگويد : « اهلبيت يعنى پسران عبدالمطلب و مرد موردنظر على بن ابىطالب عليه السلام است » . « 2 » صعصعة بن صوحان و مالك اشتر در رأس رهبرى قيام عراقيان ، محمد بن ابوبكر در مدينه و همچنين جندب ازدى در عراق و حجاز همگى از بزرگان ممتاز شيعى در قيام عليه عثمان بودند كه اين خود بيانگر حضور عناصر شيعى در اين قيام است . امّا نكته جالب اينكه ، بيشتر شدن خصومت عليه عثمان همراه با فزونى طرفداران على عليه السلام بود . مخالفت ديندارانه عليه اشرافيت اموى و جانبدارى از على عليه السلام به مقدار زياد با هم همگام بودند ولى نبايد پنداشت سرانجامى كه براى قيام عليه خليفه رقم خورد و به كشته شدن او ختم گرديد ، مورد خواست همه مخالفان بود . هدف پيروان امام عليه السلام تنها اين بود كه عثمان را خلع كنند ، نه اينكه او را بكشند . پر واضح است كه در آخرين روزهاى شورش ، امام على عليه السلام به ميانجىگرى خود براى ايجاد آرامش و مصالحه ادامه داد و حتى براى عثمان به هنگامى كه در محاصره بود ، توسط فرزندش آب مىفرستاد . « 3 » بنابراين هيچگاه امام و يارانش از حادثه پيشآمده خشنود نبودند ؛ چنانكه خود امام عليه السلام فرمود : قتل عثمان نه مرا مسرور كرد و نه ناراحت . « 4 » همچنين امام عليه السلام در پاسخ به پرسشى درباره قتل عثمان فرمود : او به صورت بسيار بدى خود را فداى اهلبيت خود كرد و شما نيز به بد صورتى با او برخورد كرديد . « 5 »
--> ( 1 ) . محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 1 ، ص 2785 ؛ محمد بن عبد ربّه اندلسى ، العقد الفريد ، به كوشش احمد امين ، ج 4 ، ص 279 . ( 2 ) . محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 1 ، ص 2786 . ( 3 ) . ابوزيد عمر بن شَبّه نميرى بصرى ، تاريخ المدينة المنورة ، ج 3 ، ص 1258 . ( 4 ) . عبدالحسين احمد امينى نجفى ، الغدير فى الكتاب و السّنة و الأدب ، ج 9 ، ص 29 . ( 5 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، خطبه 23 ؛ ابوسعد آبى ، نثر الدّرّ ، ج 1 ، ص 274 .