حميد احمدى

57

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

چهار . درك معاصران و نخبگان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله در اختلاف برداشت ، تفسير و تأويل از يك متن و سند تاريخى و ساير اسناد و متون ، يكى از راه‌هاى پذيرفته‌شده براى درك درست معانى مورد نظر گوينده و يا نويسنده ، مراجعه به برداشت و درك مخاطبان و معاصران آن متكلم و به خصوص صاحب‌نظران است . خطبه غدير خطاب به مردمانى بوده است كه براساس سيره و مبناى عقلانى مىبايد قدرت درك سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله را داشته باشند . به ديگر سخن ، آنان عبارات پيامبر را مىفهميدند و درك مىكردند . از ديگر سو ، سخن اديبان و تأمل‌ورزانى كه خود در آنجا حضور داشته‌اند نيز گواه خوبى بر اين مدعاست : بعد از پايان خطبه ، شاعر معروف عرب ، حسان بن ثابت بر اساس بيانات پيامبر صلى الله عليه و آله اشعارى سرود كه به تعيين امام از سوى ايشان تصريح دارد : يناديهم يوم الغدير نبيّهم * بخمّ فاسمع بالرسول مناديا و قال فمن مولاكم و وليّكم * فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا الهك مولانا و انت وليّنا * و لم تلف منّا فى الولاية عاصيا فقال له قم يا علىّ فإنّنى * رضيتك من بعدى اماما و هاديا فمن كنت مولاه فهذا وليّه * فكونوا له انصار صدق مواليا « 1 » در آن روز غدير پيامبر ندا داد كه پيام وحى را بشنويد . و گفت : چه كسى مولا و ولى شماست . پس مردم گفتند : ما لختى در ولايت شما ترديد نكرديم . پس فرمود : به پا خيز اى على كه من رضايت دادم و خشنودم كه بعد از من تو امام و رهبر باشى ! پس هر كه من او را رهبرم ، اين على او را رهبر و ولىّ است . پس براى او ياران صادق و پشتيبان باشيد . چنان‌كه پيداست ، اين اشعار كاملًا مطابق با جملات و كلمات پيامبر است . او به تعيين امامت حضرت على عليه السلام توسط پيامبر تصريح مىكند و بلافاصله در همان جمع هم اين ابيات را مىسرايد . چرا او از « ولايت » ، محبت و دوستى را برداشت نكرد ؟ مگر با زبان و ادبيات عرب آشنا نبود ؟ آيا در آن جمع ، عرب‌زبانان ديگرى نبودند كه به برداشت نادرست او اعتراض كنند ؟

--> ( 1 ) . حافظ عبدالله بن محمد بن يوسف القرشى الكنجى ، كفاية الطالب فى مناقب امام على بن ابيطالب ، ص 17 و 18 .