حميد احمدى

43

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

سياسى متقدم نبوده است ؛ چنان‌كه در ماجراى گفتگوى انصار و مهاجران در سقيفه ، عهدنامه ابوبكر و همچنين اقدام عمر براى تشكيل شورا ، به هيچ نظريه و آراى سياسى از انديشه دينى اشاره نشده است . اما بعد از وقوع و تكوين خلافت ، براى آنكه مشروعيت دينى و عرفى آن را فراهم كنند ، به تدوين و تبيين زيرساخت‌هاى معرفتى اقدام كردند كه تماماً مبتنى بر سيره و رفتار سياسى خلفا و صحابى پيامبر بود . از اين‌رو ، صحابى پيامبر در كنار خلفا در انديشه و نظام سياسى اهميتى ويژه يافتند ؛ تا بدانجا كه براى آرا و اجماع آنان جايگاه خاصى قائل شدند . همين اهميت سبب شد كه با دقتى خاص نه‌تنها در انديشه سياسى ، بلكه در تشريع نيز بدانها توجه گردد . اينكه صحابى به چه كسانى اطلاق مىشود و داراى چه ويژگىهايى هستند نيز مورد مناقشه بسيار قرار گرفت . ابن‌حجر عسقلانى ، يكى از عالمان اهل سنت ، صحابى را اين‌گونه تعريف مىكند : صحابى كسى است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ملاقات كرده باشد ؛ در صورتى كه به او ايمان داشته و با اسلام از دنيا رفته باشد . . . از ملاقات‌كنندگان با پيامبر [ باشد ] ؛ خواه كسانى كه به مدت طولانى در محضرش بودند يا مدت كوتاه ، چه از پيامبر روايتى نقل كرده باشد ، چه روايتى نقل نكرده باشد و چه با او به جنگ رفته باشد يا نرفته باشد و حتى به دليل عارضه‌اى همانند نابينايى قدرت بر ديدار پيامبر را نداشته باشد . « 1 » وى در جايى ديگر مىنويسد : در سال دهم هجرى در مكه و طايف كسى نبود ، مگر اينكه مسلمان شده بود و در حجةالوداع همراه پيامبر حج گزارد ، و در اوس و خزرج در سال دهم فردى نمانده بود ، مگر اينكه اسلام را پذيرفته بود و در هنگام رحلت پيامبر نيز هيچ‌يك از آنها اظهار كفر نكرد . « 2 » با اين بيان ، همه مردمان حجاز از اصحاب پيامبراند ؛ چنان‌كه مىخوانيم : تمامى اصحاب پيامبر عادل‌اند و معارف و احكام دينى و شرعى را مىتوان از آنها اخذ كرد . « 3 »

--> ( 1 ) . ابن‌حجر عسقلانى ، الاصابة فى تمييز الصّحابة ، ج 1 ، ص 10 . ( 2 ) . همان ، ص 13 و 16 . ( 3 ) . ابوحاتم رازى ، تقدمة المعرفة لكتاب الجرح و التعديل ، ص 7 .