حميد احمدى

42

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

تمايز انديشه سياسى تشيع از تسنّن مسئله مهم در تمايز انديشه سياسى تشيع از تسنن ، مقوله « عدالت » است . عدالت در تشيع ، آشكارا سطحى فراتر از كوشش‌ها و شناخت‌هاى بشرى را در بر مىگيرد . امام با دانش و معرفت الهى خود ، از توان واقعى اشيا و افراد و نسبت امور با هم باخبر است و مىتواند بر پايه اين معرفت ، نظمى عادلانه را در جهان برقرار سازد . بنابراين در تشيع ، نه صرف نظم امور و نظم اجتماعى ، بلكه عادلانه بودن اين نظمْ ارزشمند است . فعليت بخشيدن مطلوب به عدالت ، در اختيار و توان امام است . ديگر نظام‌هاى سياسى از جمله اهل‌سنت ، تنها در بهترين حالت مىتوانند بدين « عدالت » نزديك شوند ، ولى امام به عدالت و شأن آن واقف است و در صورت همراهى مردم مىتواند آن را تحقق بخشد . در نزد اهل‌سنت ، عدالت تحت‌الشعاع امنيت و نظم اجتماعى قرار مىگيرد ، اما تشيع بر آن است كه امنيت و نظم امور به شكل واقعى ، تنها با حكومتى عادلانه محقق مىشود و اين حكومت فقط از عهده امام برمىآيد . مسئله ديگر در بحث عدالت ، به جانشينى بعد از پيامبر بازمىگردد . اگر عدالت را به منزله حكومت حق و پذيرش زعامت فرد « افضل » در نظر گيريم ، آنگاه بىاعتنايى به اين مهم - چه عمدى و چه سهوى - عملى غيرعادلانه خواهد بود . على عليه السلام از نظر شيعيان افضل مردمان پس از پيامبر بود و عدالت حكم مىكرد كه اين افضليت مورد بازشناسى و توجه قرار گيرد . در واقع پذيرش اين افضليت در راستاى فضيلت‌بخشى به كل جامعه و پاسدارى از نعمت خداوندى بود . از اين‌رو ، امام شايسته‌ترين فرد براى حكومت ، اداره جامعه و هدايت دينى بود ؛ مسأله‌اى اساسى كه محور اختلافات نظرى بسيارى در تشيع و تسنن است . تأخّر نظريه سياسى از عمل سياسى بايد اين نكته را در نظر داشت كه آيا نظريه‌هاى انعقاد خلافت از پيشينه نظرى پر اعتماد برخوردار بوده است ؟ به بيان ديگر ، آيا عمل سياسى شكل‌گرفته بعد از پيامبر در ميان اهل‌سنت بر يك نظريه پيشين و مقدّم استوار بوده است ، يا بعد از آنكه عمل و رفتار سياسى به وقوع پيوست ، براى آن نظريه‌پردازى شد و به تئوريزه‌كردن اقدامات و رفتار سياسى پرداختند ؟ بررسىهاى تاريخى نشان مىدهد كه اين اعمال در صدر اسلام مبتنى بر يك نظريه و آراى