حميد احمدى
41
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
نيز از آنان تبعيت كردند . از اينرو براى مشروعيتبخشى اين نوع حكومتها ، نظريه استيلا مطرح گرديد . يكى از انديشمندان اهلسنت مىنويسد : « در طريق چهارم ، از اسباب انعقاد پادشاهى و امامت ، استيلا و شوكت است » . « 1 » اين نظريه بيشتر به ساحتهاى اضطرارى نظر دارد ، اما شيوع آن در واقعه خارجى در غيراضطرار بيشتر بوده است . گرچه همه عالمان و فقهاى اهلسنت اين نظريه را نپذيرفتهاند ، امام شافعى - از پايهگذاران مذهب چهارگانه اهلسنت - گفته است : « هر قريشى كه با شمشير بر خلافت دست يابد و مردم بر او اجتماع كنند ، خليفه است » . « 2 » 5 . نظريه وراثت وراثت يا ولايتعهدى كه شيوه رايج در ميان نظامهاى سياسى حاكم بر مسلمانان بود ، مشروعيت خود را از نظريه استخلاف برمىگيرد ؛ چنانكه ابنخلدون درباره نظريه استخلاف و توان ذاتى آن براى تبديل به گونه وراثت چنين مىنويسد : حقيقت امامت براى اين است كه امام در مصالح دين و دنياى مردم درنگرد ؛ چه او ولى و امين آنان است و چون در دوران زندگى خويش مصالح ايشان را مورد توجه قرار مىدهد ، لازم مىآيد كه پس از مرگ هم به حال ايشان درنگرد و پس از خود كسى را براى ايشان تعيين كند . « 3 » بنابراين نظريههاى سياسى اهلسنت بسيار تاريخگراست و با حذف پارهاى از وقايع تاريخ سياسى و نظامهاى حكومتى بهناگزير برخى از نظريههاى آنان نيز وانهاده مىشود . به ديگر عبارت ، نظريههاى نظام سياسى خلافت در اهلسنت ، با تاريخ و اشكال مستقر جامعه سياسى پيوندى تنگاتنگ دارد ؛ حال آنكه در باب نظريههاى نظام سياسى تشيع ، چنين حكمى نمىتوان داد ، يا دستكم اين شدت و قاطعيت وجود ندارد .
--> ( 1 ) . فضلالله روزبهان خنجى اصفهانى ، سلوك الملوك ، ص 82 . ( 2 ) . محمد ابوزهره ، تاريخ المذاهب الاسلامية فى السياسة و العقايد و التاريخ و تاريخ المذاهب الفقهية ، ص 84 ؛ محمد بن عبد ربّه اندلسى ، العقد الفريد ، به كوشش احمد امين ، ج 4 ، ص 274 ؛ احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، به كوشش محمد حميدالله ، ج 5 ، ص 16 . ( 3 ) . ابنخلدون ، العبر و ديوان المبتدأ و الخبر ( تاريخ ابنخلدون ) ، ج 17 ص 402 و 403 .