حميد احمدى

224

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

بود - مأمون كوشيد تا با سياست‌هايى شيعيان و مسلمانان را نسبت به علم امام عليه السلام دچار ترديد كنند . حضرت در برابر هجوم انديشه‌هاى هندى و يونانى به حوزه علوم و فرهنگ اسلامى با تشكيل جلسات علمى ، كلامى و فلسفى در مرو از افراط و التقاط پيش‌گيرى كرد و با گردهم آوردن انديشمندان و متكلمان ، به دفاع عقلانى از دين روى آورد . از اين‌رو ، مأمون بهتر ديد كه به تشكيل مناظره با اصحاب اعتزال كه رونق زيادى گرفته بودند ، بپردازد . مأمون خود نيز به دليل گرايش عقل‌گرايى ، به اين مباحث نيز علاقه شخصى داشت ؛ ضمن اينكه در صورت پيروزى مىتوانست امامت امام را نيز بىاعتبار سازد . برخى معتقدند هدف او از اين اقدام جلب نظر نخبگان و فرهيختگان شيعى بود تا آنها را با خلافت همراه كند . از اين روى ، امام به آنان توصيه مىكند : « فريب اين ظاهرسازىها را نخورند . من به دست مأمون به شهادت خواهم رسيد . » « 1 » مجالس مناظره علمى بين امام عليه السلام و انديشمندان بىگمان مشكلاتى را براى مأمون و دستگاه خلافت ايجاد كرد . به‌همين‌رو ، مأمون با پىبردن به اين خطر كه حضور قوى و عالمانه امام عليه السلام در مناظرات او را محور توجه همه انديشمندان قرار داده و از ديگر سو اعتبار ويژه‌اى براى امام و زمينه‌اى براى عيان شدن امامت وى فراهم كرده است ، پس از آن كوشيد تا امام عليه السلام را كنترل كند و روابط او را با انديشمندان و هواداران محدودتر سازد ؛ تا بدانجا كه به محمد بن عمرو طوسى مأموريت داد كه مردم را از مجالس علمى و مباحث و دروس كلامى امام رضا عليه السلام دور سازد . امام عليه السلام نيز وقتى از اين جريان مطلع شد ، مأمون را نفرين كرد . « 2 » اشتباه ديگر مأمون سپردن اقامه نماز عيد فطر به امام عليه السلام بود تا بدين‌رو نشان دهد كه ايشان در عرصه حكومتى فعال است ، اما ناگزير شد به علت استقبال بيش از حد مردم و حاكم شدن فضاى معنوى بر جمعيت ، امام عليه السلام را از بين راه بازگرداند . اين امر نيز در ديدگاه مردم كاملًا گوياى بىصداقتى مأمون و پايگاه اجتماعى و دينى عميق امام عليه السلام بود . از آن پس ، مأمون بر امام عليه السلام مراقبانى گمارد تا سخت تمام ارتباطات او را كنترل و قطع كنند . اعتراض ديگر امام رضا عليه السلام در هجوم به ممالك شرقى ( سرزمين‌هاى غيرمسلمان ) بود كه عباسيان به بهانه جهاد و فتوحات دينى بدانجا هجوم مىبردند . مأمون پس از اين بود كه به اشتباه سياست خويش واقف شد ؛ چرا كه مىديد امام عليه السلام همه سياست‌هاى او را خنثى مىكند و از آنها

--> ( 1 ) . ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 183 . ( 2 ) . همان ، ص 171 .