حميد احمدى

223

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

امام عليه السلام در استدلالى ديگر در برابر جمعى از پرسشگران در اينكه چرا ولايتعهدى را پذيرفته ، فرمود : « به همان دليلى كه جدم داخل شورا [ / گروه منتخب عمر ] شد » . « 1 » امام عليه السلام در جايى ديگر به‌صراحت سپردن ولايتعهدى از سوى مأمون به ايشان را اعتراف به حق او در امامت مىداند : اميرالمؤمنين [ / مأمون ] كه خدا او را در رفتن راه راست كمك كند و در استقامت امرش توفيق دهد ، آنچه از حق ما راكه ديگران انكار كرده بودند ، به رسميت شناخت . او رياست كل و خلافت را براى من واگذاشت ، اگر بعد از او زنده ماندم . « 2 » عبارت آخر به توطئه مأمون اشاره دارد كه در جايى ديگر نيز فرمود : « اين كار به پايان نخواهد رسيد . » « 3 » افزون بر اين ، امام عليه السلام شرايطى را براى پذيرش مقام وليعهدى مطرح نمود كه كاملًا خواسته‌ها و اهداف مأمون را ناكام گذارد . حضرت شرط كردند كه هيچ عزل و نصبى انجام ندهد و هيچ گونه مداخله‌اى در امور سياسى و جارى نداشته باشد : من اين امر را مىپذيرم ، با اين شرط كه كسى را به كارى نگمارم ؛ كسى را از مقامش عزل نكنم ؛ رسم و روشى را نقض نكنم . « 4 » امام عليه السلام بدين‌روى مردم را متوجه تشريفاتى بودن مسئوليت خود نمود . امام با اين موضع خويش نشان داد كه پذيرش ولايتعهدى در جامعه‌اى كه قادر نيست رهبرى امامت الهى را در عرصه سياسى بپذيرد ، كارى است عبث و بيهوده . بنابراين بايد همان سياست‌هاى اصولى امامان پيشين را پىگرفت . « 5 » سياست مأمون در تضعيف موقعيت امام عليه السلام در مقابل تلاش‌هاى امام رضا عليه السلام در حقانيت امامت خود - كه بر نقش و علم لدنى و دانش استوار

--> ( 1 ) . همان ، ص 140 . ( 2 ) . همان ، ص 146 . ( 3 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الارشاد فى معرفة حجج اللَّه على العباد ، ج 2 ، ص 263 . ( 4 ) . ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 148 ؛ محمد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 1 ، ص 487 . ( 5 ) . برگرفته از : رسول جعفريان ، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه عليهم السلام ، ص 441 - 436 .