حميد احمدى
221
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
ترسيديم اگر او را به حال خود بگذاريم ، در كار ما شكافى به وجود آورد كه نتوانيم آن را پركنيم و اقدامى بر ضد ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشيم . « 1 » مأمون هدف خود را براى مشروعيتبخشى به حكومت عنوان مىكند ؛ چرا كه همواره امامان شيعه عليهم السلام حكومت آنان را نامشروع مىدانستند . اين امر هميشه باعث رنجش و كدورت عباسيان نسبت به امامان شيعه عليهم السلام و پيروان ايشان بوده است . اين مسئله در عصر مأمون - بنا به دلايلى كه گفتيم - شديدتر شد : علويان و شيعيان نهتنها در خفا و با عدمهمكارى اعتراض خود را در باره مشروع ندانستن خلافت عباسى نشان مىدادند ، بلكه آشكارا با شركت در قيامها و حركتهاى اعتراضى و گسترش فعاليتهاى تبليغى ، بر اين حركت افزودند و بدان عمق بخشيدند . نمونه بارز آن ، استقبال گرم مردم شهرهاى مختلف عراق ، جنوب و نواحى مركزى و شرق ايران از كاروان امام رضا عليه السلام از مدينه به مرو بود . در شهر نيشابور هزاران نويسنده و محدث آماده ثبت حديث از امام عليه السلام شدند ، با آنكه در چنين شهرى حضور فعال شيعيان چندان آشكار نبود . به هر روى ، شمار انبوه استقبال كنندگان و محدثان حكايتگر فعاليت گسترده سازمان وكالت در آن سامان بود . امام عليه السلام با صراحت تمام حديث سلسلةالذهب را - كه داراى معتبرترين سند روايى از طريق امامان معصوم عليهم السلام است - نقل مىكند كه اساس دين و آيين و امنيت را بر توحيد استوار مىسازد و سرانجام توحيد را به امامت پيوند زده ، خود را مصداق بارز و شرط هدايت و حيات دينى معرفى مىكند . اين حديث گوياترين موضع امام عليه السلام در بيان نظريه امامت و متعارض با همه مبانى خودساخته عباسيان در تصدى غاصبانه خلافت مسلمانان بود . مأمون در همان نامه عباسيان را ملامت مىكند كه شما همان سياست امويان را در مقابله با فرزندان علىبن ابىطالب پيشه كرديد كه سياستى شكستخورده بود . او با نبوغ سياسى خود روش جديدى را پيش گرفت كه اگر هوشيارى امام عليه السلام نبود ، تشيع با خطرى جدى روبهرو مىشد . هدف ديگر مأمون از انتقال امام عليه السلام به مرو و دستگاه حكومت ، كنترل حضرت عليه السلام و از بين بردن استقلال ايشان بود . همچنين مأمون مىگويد قصد دارد كه از قدر و منزلت امام عليه السلام در پذيرش ولايتعهدى بكاهد ؛ زيرا او با اين كار به عمل سياسى دون شأن خود تن سپرده و در حكومتى نامشروع و غيرعادلانه مشاركت نموده است ؛ چنانكه اباصلت هروى در بارهء واگذارى مقام وليعهدى به امام رضا عليه السلام مىگويد :
--> ( 1 ) . ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 167 .