حميد احمدى

219

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

از نوشته‌ها صورت گرفته بود - دست به قيام زد و با حاكم مكه وارد جنگ شد ، اما بعد از چندى او را دستگير و به خراسان تبعيد كردند . « 1 » هم‌زمان با آن ، ابن‌طباطبا علوى ( ابوعبدالله محمد بن ابراهيم ) از نوادگان امام حسين عليه السلام در كوفه قيام كرد . با پيوستن ابوسرايا يكى از شيعيان مبارز به ابن طباطبا ، و برعهده‌گرفتن فرماندهى سپاه او ، اين قيام تقويت و گسترش يافت . از اين‌رو حكومت دوبار به جنگ آنان رفت . پس از رحلت ابن‌طباطبا ، محمد بن محمد بن زيد از نوادگان امام سجاد عليه السلام حكومتى شيعى در كوفه تشكيل داد و سپس يمن ، اهواز ، بصره و مكه را تحت حاكميت خود درآورد و واليانى در اين شهرها منصوب نمود . ابتدا طاهر ذوالقرنين مأمور مقابله با اين حكومت شد كه به دليل گرايش شيعى طاهر ، خليفه از اعزام او منصرف شد و سپاه به فرماندهى هرثمه گسيل گشت ، اما با شكست مواجه گرديد ، ولى چندى نگذشت كه با خدعه مذاكره و گفتگو حكومت كوفه شكست خورد . « 2 » قيام‌هاى محلى متعددى در حجاز و عراق نيز صورت گرفت كه هيچ‌يك نتوانست در مقابل حكومت مركزى پايدار بماند . سرانجام مأمون تا سال 201 هجرى همه سرزمين‌هاى اسلامى را به تصرف خود درآورد . علت اصلى قيامها در بين سال‌هاى 198 تا 200 هجرى ضعف حكومت مركزى ، شكاف در ميان عباسيان ، تغيير محل حكومت ، تبليغ آشكار انديشه سياسى و دينى تشيع از سوى امام رضا عليه السلام ( بعد از هارون‌الرشيد ) و تبليغ آزادانه رهبران مخالف طى اين سال‌ها بود . مأمون عباسى براى فرونشاندن قيام علويان و از سويى با توجه به محبوبيت شديد امام رضا و اهل‌بيت عليهم السلام در بسيارى از مناطق ايران و عراق ، بر آن شد تا حضرت را به اجبار به مرو فراخواند ، اما به ظاهر محترمانه ، تا هم از اعتراض و قيام علويان رهايى يابد و هم از حمايت شيعيان و محبان اهل‌بيت عليهم السلام در سرزمين‌هاى اسلامى برخوردار شود . علاوه بر اين ، امام عليه السلام را نيز كه احتمال مىداد در مدينه با شيعيان و رهبران مخالف روابطى داشته باشد در كنترل درآورد . امام رضا عليه السلام و مأمون عباسى از مهم‌ترين فصل تاريخ و حيات سياسى و رهبرى امام رضا عليه السلام حضور ايشان در مرو و پذيرش مقام ولايتعهدى مأمون عباسى است . در بارهء حضور امام ، پذيرش ولايتعهدى و برخوردها و

--> ( 1 ) . بنگريد به : ابوالفرج اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، تحقيق كاظم المظفر ، ص 501 - 498 . ( 2 ) . بنگريد به : على بن محمد ( ابن‌اثير ) ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 522 - 476 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 8 ، ص 530 .