حميد احمدى
214
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
امّا با اين همه ، گروهى با ادعاى زنده بودن اسماعيل او را مهدى امت خواندند ؛ حال آنكه گروهى ديگر مرگ او را پذيرفتند ، ولى امامت را از آنِ فرزندش محمد دانستند . اسماعيليه در كنار اعتقادات خاصشان ، به خاطر قيامهاى مسلحانه شهره بودند . آنان در حيات سياسى خود در ايران ، عراق ، مصر و مغرب بهشدت فعاليت داشتند . « 1 » امام كاظم عليه السلام با تبيين و بسط نظريه امامت به نقد و رد نظريه اسماعيليه پرداخت . بدينرو ، عملگرايى و باطنگرايى اسماعيليه سخت مورد انتقاد و نفى امامان شيعه از جمله امام كاظم عليه السلام قرار گرفت . در مورد اسماعيليه توجه به انديشه مهدويت در اسلام - كه پيش از آن نيز برخى ديگر از علويان بدان قائل بودند - امرى ضرورى است . چنين نگرش و گرايشى در جامعه تا حدود زيادى ناشى از فشار و اختناق ، نااميدى ، تحير و درماندگى مسلمانان بود كه حكومتها تمامى روزنههاى اميد را بر آنان بسته بودند . در واقع اين گرايش ، نتيجه طبيعى شرايط فرهنگى ، سياسى و اجتماعى روزگار بود . اما چنين حاصلى بهتدريج به انديشهاى نهادينهشده و نظاميافته تبديل گرديد و جريانهاى اجتماعى و فرهنگى را ايجاد كرد كه اسماعيليه ساليانى با چنين انديشهاى فعاليت كردند و زيستند . از زمينههايى كه باعث پيدايى فرقه ديگر شيعى گرديد ، شيوه وصيت امام صادق در تعيين جانشين بود . از آنجا كه حاكم عباسى تهديد نموده بود : هر كس جانشين و وصى جعفر بن محمد باشد ، او را به قتل مىرساند ، امام عليه السلام براى پيشگيرى ، سه نفر را وصى خود قرار داد . خليفه و دو فرزند خود به نامهاى عبدالله و امام موسى كاظم عليه السلام . عبدالله بعد از رحلت امام صادق عليه السلام از طرف گروهى از شيعيان بهعنوان امام شناخته شد . اينان به نام فطحيه شهرت يافتند ، اما بهتدريج كه وى مورد سؤال و پرسش علمى نخبگان شيعى قرار گرفت ، آشكار شد كه او امام نيست . بههرروى ، اين امر نيز زاييده شرايط سياسى جامعه بود كه امام عليه السلام به ناچار چند جانشين را تعيين نمود . گرچه امام در بين نخبگان و ياران خاص خود همواره از امام كاظم عليه السلام در مقام وصى و امام بعد از خود نام مىبرد . « 2 » امام كاظم عليه السلام و حكومت عباسيان دوران امامت امام كاظم عليه السلام با اوايل شكلگيرى حكومت عباسيان هم زمان است كه از منصور عباسى آغاز و تا هارونالرشيد ختم مىشود . دوران منصور عباسى توأم با سختگيرىها و فشار
--> ( 1 ) . بنگريد به : حسن بن موسى نوبختى ، فرق الشيعة ، تصحيح محمدصادق آلبحرالعلوم ، ص 77 و 78 . ( 2 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 2 ، ص 378 .