حميد احمدى
206
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
با فشار و سختگيرى حكومت ، اين نهاد نيز فعاليت خود را تغيير مىداد . « 1 » اين سازمان در دوران امامت امامان بعدى نيز استمرار يافت و فراز و فرودهايى را طى كرد و گاه حكومت نيز ضرباتى بر آن وارد مىساخت ، اما هيچگاه منقرض نگرديد . همواره در انتخاب وكيلان ، وثاقت ، امانتدارى ، درستكارى ، رازدارى ، نهانكارى ، هوشمندى ، نظم و كاردانى آنان مورد توجه امامان عليهم السلام بود . « 2 » كشف تمام زواياى اين شبكه به دليل مخفى بودن آن دشوار است ، اما با وجود وكلايى مسلّم و اسناد تاريخى انكارناپذير ، نمىتوان اصل آن را انكار كرد . « 3 » بايد دانست كه وكيل غير از باب است ؛ زيرا باب در نگاهِ كاملًا معرفتى مطرح مىشود ، اما وكيلْ مقامى اجرايى است . با اين همه ، پيشينه باب مقدّم بر نهاد وكالت است . وكالت كه از عصر عباسيان سازماندهى شد ، يكى از زمينههاى شكلگيرى آن نيز آگاهى دولت عباسى از شيوه مبارزاتى و ارتباطى شيعيان با رهبرى و نخبگان شيعى بود كه بعدها نيز شناختشان كاملتر شد . به هر روى ، امام صادق عليه السلام علاوه بر داشتن باب مخصوص كه مفضل بن عمر بود ، وكيلانى هم در نواحى و شهرهاى مختلف داشت كه عهدهدار امور اجرايى بودند ؛ مثلًا در شهرهاى رى ، قم و آوه با وكالت احمد بن اسحاق قمى و همچنين در شهرهاى قزوين ، آذربايجان ، اهواز ، خراسان ، ماوراءالنهر ، سبزوار ، نيشابور ، مرو و مناطق شمالى ، بزرگانى از شيعيان وكالت داشتند . امام صادق عليه السلام و قيام عباسيان عباسيان در شهرهاى مختلف بهويژه در عراق و خراسان كه گرايشهاى شيعى و مخالف حكومت گسترش يافته بود و از سويى به علت نفوذ علويان از سالهاى آخر قرن اول هجرى ، به صورت مخفيانه با رهبرى ابوسلمه خلّال ( وزير آلمحمد ) و ابومسلم خراسانى دعوت خود را آغاز كردند . عباسيان ناگزير بودند كه فعاليت خويش را به اسم خاندان پيامبر و با شعار هواخواهى از آنان آغاز كنند ؛ زيرا بدون اين ، امكان يافتن پايگاه اجتماعى در جامعه ناممكن بود . اين سياست از سويى ديگر نيز اهميت داشت و آن همراه نمودن علويان و بهرهگيرى از شبكه ارتباطى و مالى
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : محمدرضا جبارى ، سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمه عليهم السلام . ( 2 ) . محمد بن حسن طوسى ، اختيار معرفة الرجال ( رجال كشّى ) ، تحقيق محمدتقى فاضل ميبدى و سيدابوالفضل موسويان ، ص 603 به بعد . ( 3 ) . بنگريد به : محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الإرشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد ، ج 2 ، ص 152 .