حميد احمدى

207

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

و نفوذ سياسى و دينى آنان بود . جهان اسلام در مواجهه با قيام‌هاى متعدد علويان ، از پيام‌هاى دينى و سياسى آنان و منزلت اجتماعى و دينىشان به‌خوبى آگاه شده بودند . با آنكه شعار عباسيان كاملًا سياسى بود ، بسيارى از علويان به دليل ساده‌انگارى و شتابزدگى با آنها همراه شدند . هواداران عباسيان كه به سياه‌جامگان شهرت داشتند ، نخستين قيام خود را در سال 129 هجرى آغاز كردند و به پيروزى رسيدند . اين پيروزى تا سال بعد نيز ادامه يافت ، تا اينكه به فروپاشى امويان منجر گرديد . در همه دوران مبارزات ، موضع امام عليه السلام در برابر دعوت و مبارزات عباسيان با احتياط و نارضايتى همراه بود . به‌تدريج كه حكومت عباسيان رو به تثبيت مىرفت ، برخورد آنان با امام عليه السلام سخت‌گيرانه‌تر مىشد ؛ به‌ويژه در دوران منصور عباسى كه چون به‌شدت نسبت به امام عليه السلام كينه داشت ، او را سخت تحت نظر گرفت ، ولى امام عليه السلام با همه سخت‌گيرىها در تبيين انديشه دينى - در نامشروع‌بودن حاكميت عباسيان و محق‌بودن امامت الهى امامان شيعه - هيچ‌گاه غفلت نورزيد . وى ضمن رعايت اصل تقيه و وسعت بخشيدن به آن ، مىكوشيد تا حد امكان از تعامل با حكومت اجتناب كند كه اين عمل مورد اعتراض خليفه عباسى بود ؛ چنان‌كه روزى منصور عباسى به آن حضرت اعتراض كرد چرا مانند ديگران به ديدار او نمىرود ؟ امام عليه السلام نيز در جواب فرمود : ما كارى نكرده‌ايم كه به خاطر آن از تو بترسيم . از امر آخرت نيز چيزى نزد تو نيست كه به آن اميدوار باشيم و اين مقام تو در واقع نعمتى نيست كه آن را به تو تبريك بگوييم و تو نيز آن را مصيبتى براى خود نمىدانى كه تو را دلدارى دهيم ؛ پس پيش تو چه كار داريم ؟ ! « 1 » اين موضع‌گيرى امام عليه السلام اعلام نارضايتى ايشان از حكومت بود . البته در موارد متعددى نيز امام عليه السلام انديشمندان و عالمان را از مراوده با حكومت عباسيان منع مىكرد . « 2 » حضرت براساس انديشه اسلامى در رسميت نشناختن و نامشروع دانستن حكومت عباسى ، به قرآن و روايات ( لاتحاكموا الى الطاغوت ) استناد مىكرد . ايشان در پاسخ به سؤالى در اين باب فرمود : هر كس داورى در امور خود اعم از حق يا باطلى را به آنان ( حاكم يا قضات منصوب وى ) واگذار كند ، طغيانگرى را به داورى پذيرفته است . « 3 »

--> ( 1 ) . بنگريد به : على بن عيسى اربلى ، كشف الغمّة فى معرفة الائمّة ، ج 2 ، ص 209 - 201 . ( 2 ) . بنگريد به : محمد سهيل طقّوش ، دولت عباسيان ، ترجمه حجت‌الله جودكى ، ص 71 - 64 . ( 3 ) . محمد بن حسن حر عاملى ، وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة ، ج 18 ، ص 453 .