حميد احمدى

182

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

به تقويت بنيه‌هاى معرفتى انديشه و فرهنگ شيعه پرداخت . گزارش‌هاى تاريخى معتبر ، 466 شخصيت علمى و انديشمند را از تربيت‌شدگان ايشان مىشمرند . « 1 » امام عليه السلام از نظر علمى ، مرجعيت و شهرت بىنظيرى يافته بود ؛ چنان‌كه انديشمندان و مذاهب مختلف از اهل‌سنت و شيعه ، او را بدين وصف مىستودند و اعتبار علمى او را قبول داشتند . انبوه روايات در زمينه‌هاى فقه ، اعتقادات و ديگر علوم اسلامى كه از محدثان شيعه و سنى برجاى مانده ، خود گواه مقام و منزلت علمى اوست . از سويى موفقيت ايشان مديون جهت‌گيرى درست جريانى است كه امام سجاد عليه السلام بنا نهادند . اوج‌گيرى فعاليت علمى و فرهنگى امام باقر عليه السلام ضرورتى بود كه در آن وضعيتْ شيعيان بدان نياز داشتند ؛ چه آنكه در شكل‌گيرى جريان‌هاى متعدد فقهى - حقوقى در ميان مسلمانان و به تعبيرى در اوج فرقه‌گرايى مذهبى ، شيعه مىبايد هويت خويش را به‌خوبى تعين بخشد . از سوى ديگر ، هجوم انديشه‌ها از مكاتب غير اسلامى به دليل باز شدن مرزهاى كشورهاى بزرگ و صاحبِ فرهنگ و اديان مختلف - چه به دليل فتوحات و ارتباطات گسترده و چه به سبب جاذبه‌هاى دينى ، فرهنگى ، علمى ، اقتصادى و بازرگانى جهان اسلام - امام عليه السلام و همه نخبگان دينى و فرهنگى جامعه اسلامى را بر آن داشت كه به اقدامات مختلف - اعم از ايجابى و سلبى - در جهت ايمن‌سازى جامعه همت گمارند . امام باقر عليه السلام در چنين فضايى با ظرافت و بردبارى و ژرف‌انديشى ، براى هويت‌بخشى به شيعه و دفاع از انديشه اسلامى در مقابل جريان‌هاى غيردينى ، الحادى و التقاطى ، نهضتى علمى و فرهنگى را بنيان نهاد . براى درك درست و اهميت اين نهضت بزرگ ، آشنايى با جريان‌ها و مسلك‌هاى فكرى ، علمى و فرهنگى ضرورى مىنمايد كه حال بدانها مىپردازيم . جريان‌ها و مسلك‌هاى فقهى ، تفسيرى و حديثى دوران امامت امام باقر عليه السلام مصادف با اوج‌گيرى مسلك‌هاى فقهى ، تفسيرى و حديثى است . بررسى زيست‌نامه بزرگان فقهى و حديثى اهل‌سنت كه در سال‌هاى 95 تا 114 هجرى فعاليت داشتند ، به‌خوبى آشكار مىسازد كه در اين عرصه چه مقدار كوشيده شده است ؛ عالمانى همچون ابن‌شهاب زهرى ، مكحول ، قتاده ، هشام بن عروة ، ابراهيم نخعى و رجاء بن حياة كه در زمينه نقل

--> ( 1 ) . بنگريد به : محمد بن حسن طوسى ، اختيار معرفة الرجال ( رجال كشّى ) ، تحقيق محمدتقى فاضل ميبدى و سيد ابوالفضل موسويان ، ص 75 .