حميد احمدى

175

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

دلاور بود و حضرت نيز او را مورد ستايش قرار داد . « 1 » وى در سال 82 هجرى در مدينه درگذشت . امّا اينكه خود محمد حنفيه مدعى امامت بود ، يا پس از مرگش كسانى او را به اين ادعا متهم كرده و فرقه‌اى تشكيل داده‌اند ، ديدگاه‌هاى مختلفى وجود دارد : عده‌اى بر پايه برخى روايات « 2 » قائل‌اند كه او ابتدا به گمان اينكه امام حسين عليه السلام وصيتى نكرده ، درصدد برآمد كه شيعيان را رهبرى كند ، اما چون از امامت امام سجاد عليه السلام آگاه شد ، كنار كشيد و به امامت ايشان اقرار كرد . « 3 » گواه اين ادعا آن است كه گاه افرادى با اين پندار كه او امام است ، نزد او مىآمدند ، ولى محمد آنها را به برادرزاده‌اش على بن حسين عليه السلام ارجاع مىداد و مىگفت آن حضرت ، امام است . ابوخالد كابلى كه باب امام سجاد عليه السلام است ، خود از محمد حنفيه نقل مىكند كه او در پاسخ سؤال من گفت : « امام من و امام تو و امام همه مسلمانان على بن حسين [ / امام سجاد عليه السلام ] است » . « 4 » سياست تقيه فشار و اختناق و استبداد بر جامعه و حساسيت دستگاه حكومت به رهبرانى كه در صدد ترويج و تبيين انديشه مخالف آنها بودند ، سبب گشت كه رهبران با روش‌هايى دورانديشانه به رهبرى خود ادامه دهند . امامان شيعه عليهم السلام به‌خصوص از عصر امام سجاد عليه السلام به بعد به دليل فضا و وضعيتى كه پيش از اين بيان شد ، به سختى مىتوانستند انديشه‌هاى شيعى را بازگويند و به تربيت نخبگان بپردازند . از اين‌رو ، كمترين بهانه‌اى سبب مىگشت كه حكومتْ همه شيعيان بازمانده را از بين ببرد و حتى جريان امامت را با مشكل روبه‌رو سازد . امامان شيعه در عصر اموى و عباسى در چنين اوضاعى خط مشى خاصى را برگزيدند كه از آن به تقيه ياد مىشود . « تقيه » در لغت عرب به معناى محافظت از خويش است . اين اصل معقول ، برگرفته از آموزه‌هاى قرآنى « 5 » است كه هرگاه اقليتى بخواهد از اتهام اكثريت مبنى بر مخالفت با حكومت‌گران برهد ، بدان متمسك مىشود ؛ تنها راه خردمندانه‌اى كه امامان شيعه نيز در پيش گرفتند تا از

--> ( 1 ) . همان ، ص 171 . ( 2 ) . ابونعيم اصفهانى ، دلائل الإمامة ، ص 87 ؛ محمد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 2 ، ص 155 . ( 3 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 2 ، ص 155 . ( 4 ) . اسدالله مامقامى ، تنقيح المقال فى احوال الرجال ، ج 3 ، ص 111 . ( 5 ) . بنگريد به : آل‌عمران ( 3 ) : 28 ؛ نحل ( 16 ) : 106 ؛ مؤمن ( 40 ) : 28 .