حميد احمدى
156
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
رسيد ، در حالى كه اهلش را به اسارت گرفتند و به دربار عبيدالله به كوفه و سپس به دمشق نزد يزيد بردند ، اما نهضت جاويد حسينى هر روز پرفروغتر و مشتعلتر گشت . عاشورا جريان و ضرورتى آرمانى و اعتقادى حماسه عاشورا و نهضت حسينى كه رويدادى عقيدتى و آرمانى در تاريخ است ، يك اسطوره ، سوگنامه و حماسه پهلوانى نيست و از همين روست كه مىتوان هر روز را عاشورا ، هر ماه را محرم و هرجا را كربلا دانست . اين يك جريان ، ضرورتى اعتقادى - آرمانى و لازمه منطقى انسانيت و با حرّيّت و عدالتزيستن است . از اين رو ، بازكاوى اين حركت جهادى و سيره بزرگمردانى چون امام حسين عليه السلام و ياران او ، جستجو در كرانه فضايلى است كه گام نهادن در آن روح و جان همه انسانهاى آزاديخواه و فضيلتمحور را براى پذيرش آن حقايق نورانى و احياى همه فضايل و كرامات انسانى مهيا مىسازد . اين بازكاوى ، رسالت هر مسلمان متعهدى است كه اگر بدان وادى گام نهد و خالصانه و مجدّانه بكوشد ، به ساحت معرفت خواهد رسيد و جان او به گونهاى مجذوب خواهد شد كه هيچ زيبايى او را فريفته نخواهد ساخت . از سويى بايد دانست ادبيات عاشورا ، ادبياتى تعليمى و ارشادى است كه رسالت و غايت آن ، بسط آموزههاى حقانى و رحمانى مىباشد ؛ ادبياتى كه جوهره آن معرفت و گوهر دين است . مجموعه اين آموزهها از اين نهضت و جريان بالنده ، مكتبى حياتبخش ، پويا و جاويد مىسازد كه همه عناصر فعال آن خود الگويى تمام عيار و كاملاند ؛ مردان و زنانى كه گرداگرد مردى بزرگ از تبار ابراهيم حلقه زدند و از دست او جرعهاى ناب نوشيدند . بنابراين در بازكاوى اين ادبيات نبايد به دنبال بيان غمنامه بود ؛ چرا كه روح مسلط بر ادبيات و گفتمان عاشورا ، آگاهىبخشى و آزادمنشى ، آزادى و عدالتخواهى است . از اين رو ، عاشورا با همه اجزا و زوايا و عناصر آن ، پشتوانهاى بسيار نيرومند و ذخيره تمام ناشدنى معنوى ، دينى ، فرهنگى و حماسى است كه صدها نهضت و جنبش عليه ظلم و ستم را در پى آورد . بنابراين بزرگداشت و نكوداشت اين نهضت به شايستگى تمام ، كمترين كارى است كه مىتوان براى استمرار اين فرهنگ و حفظ اين هويت و ميراث ماندگار انجام داد . پيامدهاى نهضت عاشورا نهضت عاشورا پيامدهاى گوناگونى را در عرصههاى سياسى و اجتماعى و اخلاق و معنويت در پى