حميد احمدى
155
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
خويش و ياران و اسارت خاندان بود بىهيچ ترديدى به راهش ادامه داد ، حتى آنجا كه خبر شهادت مسلم را شنيد . بر پايه آنچه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امام على عليه السلام به كرّات روايت شده ، امام عليه السلام از فرجام كار خود آگاه بود . البته همه تحليلگران روشنبين و آگاه آن روز - از ياران امام عليه السلام تا مخالفان و شخصيتهاى مستقل - جملگى چنين پايانى را پيشبينى مىكردند . خود امام عليه السلام نيز در چندين مورد به اشخاصى مانند امسلمه همسر گرامى پيامبر و برخى ديگر از اعضاى خاندانش خبر شهادت خود را داده بود . « 1 » اما طبيعى است كه امام عليه السلام در زندگى سياسى خويش از غيب بهره نمىجست ، جز در مقام اثبات امامت خويش . بنابراين پيشگامى و اسوه بودن پيامبر و امام مبتنى بر وضع موجود و ارزيابى ظاهرى است ، نه بر پايه غيب . اين مشى تمامى انبيا و ائمه در شرايط طبيعى زندگىشان بوده است . « 2 » به هر حال امام با آگاهى و درك درست ، به افشاى ماهيت حكومت و انحراف پيشآمده در دين و جامعه مىپردازد . او در صبحگاه عاشورا با صدايى كه براى هميشه در تاريخ پيچيد ، فرياد زد : آگاه باشيد ! همانا اين فرومايه پسر فرومايه ، ما را بر سر دو راهى گذاشته : يا شمشير يا ذلّت . وه كه چقدر ذلت از ما بهدور است ! خداوند و رسولش و مؤمنان و دامنهاى پاكى كه ما را پرورش دادند ، از تن به خوارى سپردنِ ما بيزارند . « 3 » در جايى ديگر نيز در بين ياران درباره مرگ در راه خدا و شهادت مىگويد : مرگ بر فرزندان آدم همانند گردنبند بر گردن دختران است . و حالا كه قرار است اين بدنها از بين برود ، چه بهتر كه در راه خدا قطعهقطعه شود . اى شمشيرها ! مرا دريابيد و قطعهقطعه كنيد ، اگر با اين كار دين جدم استوار مىماند . « 4 » امام عليه السلام سرانجام در حماسهاى پرشور ، چكامهاى وصفناشدنى سرود و با ياران به شهادت
--> ( 1 ) . بنگريد به : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 4 ، ص 291 ؛ محمدبن سعد ، ترجمة الامام الحسين عليه السلام ، ص 202 ؛ ابومحمد احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 5 ، ص 122 . ( 2 ) . بنگريد به : رسول جعفريان ، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ، ج 1 ، ص 220 . ( 3 ) . محمد صادق نجمى ، سخنان امام حسين از مدينه تا كربلا ، ص 238 . ( 4 ) . همان ، ص 65 .