حميد احمدى
138
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
خلافت امويان قرار گرفت . باب امام حسن عليه السلام چنانكه در فصل اول بيان گرديد ، امامان شيعه با همه سختگيرى و شدت عمل حكومتها - در اختفا و حذف انديشه شيعى و منزوىساختن امامان شيعه و قطع ارتباط مردم با ايشان - توفيق يافتند با بناگذاردن تشكيلاتى منسجم به انتشار و توسعه و بالندگى انديشه شيعه و حفظ روابط عاطفى و معنوى شيعيان با امامت بپردازند . اين بزرگان با همين سازوكارها بزرگترين نهضت فكرى و فرهنگى و سياسى را در جهان اسلام بنيان نهادند . يكى از اين تشكيلات اساسى ، « باب » بود كه افزون بر فعاليت در حيطه عمل و سياست ، حافظ اسرار امامت و رابط مردم با امام در عرصه معرفتى نيز بود امام حسن عليه السلام نيز بابى مخصوص داشت كه در روايات از دو نفر بهعنوان باب ايشان نام برده مىشود : يكى ، سفيه « 1 » و ديگرى ميثم تمار « 2 » كه از صاحبان اسرار و معرفت خاص امام مجتبى عليه السلام بودند . رابطه امام عليه السلام با شيعيان مسئوليت امامت شيعيان همواره بر عهده امام حسن عليه السلام بود و هيچيك از شيعيان حتى آنان كه با صلح ايشان مخالف بودند ، امامت آن حضرت را انكار نكردند . آنان مواضع خود را به صورت جريانى مخالف با رقباى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و امامت حفظ نمودند و از پذيرش آنچه اكثريت - با ميل و يا بدون ميل - پذيرفته بودند ، امتناع كردند . دوره امامت حضرت از سال 41 تا 49 زمانى است كه در آن احساسات و عواطف شيعيان از مرحله مبارزات ناآشكار - كه از آن به آتش زير خاكستر تعبير مىشود - مىگذشت . البته گاه فرياد اعتراض به حمايت از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و عليه معاويه از اين سو و آن سو برمىخواست و حتى هيئتهاى كوچكى در مدينه با امام حسن و امام حسين عليهما السلام ملاقات كرده ، خواهان رهبرى قيام عليه معاويه مىشدند ، اما با نگاه امام عليه السلام و نخبگان ديگر شيعى ، نهضت تشيع هنوز براى چنين اقدامى آماده نبود . به هر روى ، اين نهضت سير تحول طبيعى خود را مىگذراند ، تا اينكه بتواند حمايت همهجانبه بخشى از مردم مستعد را جلب كند . در عين حال ، معاويه از عواطف قوى شيعيان در بخشهايى از حجاز و عراق بهويژه مردم كوفه كاملًا آگاه بود ، از همين رو روشهاى
--> ( 1 ) . ابنشهرآشوب مازندرانى ، مناقب آل ابىطالب ، ج 2 ، ص 36 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 304 و ج 4 ، ص 28 ، 77 و 167 .