حميد احمدى

137

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

يك . اين فرقه نيت و عقيده را اصل شمردند و گفتار و كردار را بىاهميت دانستند . دو . معتقد بودند همان‌گونه كه عبادت كردن با كفر سودى ندارد ، گناه كردن نيز چيزى از ايمان نمىكاهد . سه . ارجا به معنى اميدوار كردن است ؛ زيرا اين فرقه اهل گناهان كبيره را با اداى شهادتين از طريق ايمان نوميد نمىساختند و آنان را كافر نمىشمردند . در مقابل عقيده خوارج ، تنوع انديشه و نظرگاه‌هاى مرجئه و مواضع آنان سبب گرديد كه آنان به چندين گروه مذهبى تقسيم شوند ؛ « 1 » آن‌گونه كه مورخان نيز درباره آنها به اتفاق‌نظر دست نيابند : نخستين گروه از جريان مرجئه در قرن اول هجرى پس از حادثه قتل عثمان پديد آمدند . گروهى از مردم پس از كشته شدن عثمان از او حمايت كردند و بر خلاف بيشتر مردم به راهى ديگر رفتند . اين گروه پس از شهادت امام على عليه السلام به هواداران عثمان پيوستند و پس از كشته‌شدن او نيز در خونخواهىاش با معاويه همراه شدند . عده‌اى براى ايجاد وحدت در جامعه پيشنهاد دادند كه قضاوت در مورد حق و باطل بودن عثمان و على عليه السلام را به تأخير اندازند تا خداوند روز قيامت داورى كند . اين عقيدهء مرجئه اول بود كه در عقايد و انديشه‌هاى سياسى و دينىشان تحولاتى ايجاد كردند ؛ تا آنجا كه به‌منظور توجيه دينىِ ارجاى سياسى در صدد يافتن مبانى كلامى و اعتقادى برآمدند و چنين شد كه ارجاى كلامى و مرجئه مذهبى تولد يافت . اين گروه بر اين عقيده شدند كه رتبهء اعمال ، متأخر از رتبه ايمان است « 2 » و گناهان كبيره به ايمانِ انسان ضررى نمىرساند ، از اين‌رو به همه گناهكاران حتى غاصبان خلافت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اميد آمرزش مىدادند . اين جريان اعتقادى كه همه خطاها را تخطئه مىكرد ، به مرجئه شهرت يافت . اين گروه ابتدا جريانى سياسى بودند ، اما بعدها به جريانى كلامى كشيده شدند و در توجيه خلافت معاويه بيشترين خدمت را به او كردند ؛ زيرا با اين عقايد ، داورى دربارهء حقانيت و باطل بودن حكومت‌ها و حاكمان به قيامت وانهاده شد و نهى از منكر نيز تعطيل گرديد و بدين‌رو همه خطاها و خلاف‌هاى معاويه و بنىاميه توجيه شد . در واقع از همين روى بود كه اين جريان به‌شدت مورد حمايت

--> ( 1 ) . بنگريد به : رضا برنجكار ، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى ، ص 37 - 34 ؛ محمد جواد مشكور ، فرهنگ‌فرق اسلامى ، ص 405 - 402 . ( 2 ) . رضا برنجكار ، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى ، ص 19 .