حميد احمدى
123
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
و تو را ديدم كه پارهاى از منى ، بلكه دانستم كه مرا همه جان و تنى ؛ چنان كه اگر آسيبى به تو رسد ، به من رسيده و اگر مرگ به سر وقتت آيد ، رشته زندگى مرا بريده . پس كار تو را چنان كار خودم شمردم و اين اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتيبانى بود . « 1 » اين سخنان بيانگر جايگاه رفيع امام مجتبى عليه السلام نزد امام على عليه السلام است . امامت امام حسن عليه السلام در نزد پدرش و شيعيان آنچنان روشن و آشكار بود كه اعور شنّى ، از ادباى عرب ، خطاب به امام على عليه السلام مىگويد : خداوند بر هدايت و شادكامىات بيفزايد ! تو به پرتو نور الهى درنگريستى ؛ تو پيشوايى و اگر كشته شوى ، رهبرى پس [ از ] تو ، از آنِ اين دو تن [ / حسن و حسين عليهما السلام ] است و من نيز چنين سرودهام ؛ بدان گوش ده : اى ابا حسن ! تو خورشيد فروزان نيمروزى و اين دو پسرانت در ميان پديدهها ، ماه تاباناند . تو و اين نوباوه تا دم واپسين همچون گوش و ديده همراه و از پى يكديگرند . « 2 » امام حسن عليه السلام نيز در نامهاى به معاويه مىنويسد : « وقتى كه پدرم در آستانه مرگ قرار گرفت ، اين « امر » را بعد از خود به من سپرد » . « 3 » پس از شهادت امام على عليه السلام مردم كوفه با دعوت عبدالله بن عباس و قيس بن سعد از ياران امام على عليه السلام مردم را به بيعت با امام حسن عليه السلام فراخواندند . مردم عراق و حجاز انتخاب حسن بن على عليه السلام را تنها انتخاب منطقى مىدانستند ، اگرچه همه حاميان آن حضرت با احساسات و دلبستگىهاى يكسان بر اين امر برانگيخته نشده بودند . از نظر آنان ، جانشينى امام حسن عليه السلام بهمعناى ادامه سياست امام على عليه السلام عليه معاويه و نفى استيلاى حكومت شام بر عراق بود . از نظر جمعى ديگر ، امام حسن عليه السلام تنها كسى بود كه شايستگى رهبرى جامعه را بر مبناى اصول اسلامى داشت . حضور صدها نفر از صحابى پيامبر - كه به همراه امامعلى عليه السلام به كوفه آمده بودند - و تأييد و بيعت آنان بر انگيزه كوفيان و رضايت مردم شهرهاى ديگر افزود . در هر حال ، عمل انگيزش مردم چه به ملاحظات سياسى و يا مذهبى بوده باشد ، اين مطلب
--> ( 1 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، نامه 31 . ( 2 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، تحقيق عبدالسلام هارون ، ص 424 و 425 . ( 3 ) . ابومحمد احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 4 ، ص 151 .