حميد احمدى
116
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
چشمهسارهاى بينش . ياور و محب ما ، اميد رحمت مىبرد و دشمن و كينهجوى ما ، انتظار قهر و سطوت دارد . « 1 » نيز در مقام بلند امامان الهى مىگويد : ايشان احياكننده علماند و از بين برنده جهل و نادانى . بردبارىشان شما را از علم و دانش ايشان خبر دهد و ظاهرشان از باطن و درونشان . . . نه با حق در ستيزند و نه در آن اختلاف دارند ؛ ستونهاى ديناند و پناهگاههاى مردمان . . . دين را چنانكه بايد ، دانستند و فراگرفتند و به كار بستند ، نه كه تنها آن را شنيدند . راويان دين بسيارند ، اما پاسداران آن اندك به شمار . « 2 » حضرت در سخنانى ديگر درباره مقام بلند اهلبيت پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام فرمود : آگاه باشيد كه نيكان و پاكان عترت و ذرّيه من ، در كوچكى شكيباترين و به بزرگى عالمترين مردماند ! آگاه باشيد كه ما از اهلبيتى هستيم كه علممان از علم خدا و حكممان از حكم خداست و . . . پرچم حق با ماست ! كسى كه در پى آن درآيد ، بدان ملحق شود و كسى كه از آن دور شود ، غرق شود . « 3 » امام عليه السلام در تبيين انديشه شيعى ، امامت را نوعى وراثت انبيايى مىداند ؛ البته نه وراثت براى انتقال حقوق مادى ، بلكه وراثتى كه با وصايت علم ، حكمت و طهارت و عصمت همراه است . « 4 » استناد حضرت به حديث غدير در آغاز ورود به كوفه پس از فروخواباندن شورش جمل ، خود حكايتگر اين نگاه و انديشه در حركت فرهنگى و سياسى ايشان است ؛ چنانكه صاحب كفاية الطالب - از انديشمندان اهلسنت در قرن هفتم هجرى - با اسناد معتبر اين مسئله را روايت مىكند . در جنگ جمل نيز امام عليه السلام در برابر طلحه به حديث غدير استناد جستند . « 5 » امام على عليه السلام در نامهاى به مأمور جمعآورى ماليات نيز به « ولايت » خود اشاره مىكند ؛ « 6 »
--> ( 1 ) . همان ، خطبه 109 . ( 2 ) . همان ، خطبه 239 . ( 3 ) . عزالدين هبةالله بن محمد بن ابىالحديد مدائنى ، شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 276 . ( 4 ) . بنگريد به : رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ( تاريخ خلفا ) ، ج 2 ، ص 222 . ( 5 ) . بنگريد به : محمد بن مكرم ( ابنمنظور ) ، مختصر تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 204 . ( 6 ) . نهجالبلاغه ، نامه 252 .