حميد احمدى

113

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

به انسان ، آن ايثار ، آن شجاعت ، آن مروّت و مردانگى نسبت به دشمن . . . آن سخا و جود و كرم و . . . اگر على همهء اينها را - كه داشت - مىداشت ، اما رنگ الهى نمىداشت ، مسلّماً اين قدر كه امروز عاطفه‌انگيز و محبت‌خيز است ، نبود . على از آن نظر محبوب است كه پيوند الهى دارد . دل‌هاى ما به طور ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سراسر پيوستگى دارد و چون على را آن آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مىيابند ، به او عشق مىورزند . درحقيقت پشتوانه عشق على ، پيوند جان‌ها با حضرت حق است كه براى هميشه در فطرت‌ها نهاده شده و چون فطرت‌ها جاودانى است ، مهر على نيز جاودان است . . . ايمان و اخلاق اوست . . . كه به وى جذبه الهى داده است . « 1 » اين جذبه الهى است كه مردان و زنانى بزرگ مىپروراند كه بسيارى از آنها جنبش اجتماعى و نهضت فرهنگى بزرگ شيعى را در دوران بعد از او رهبرى مىكنند ؛ همانند جنبش‌هاى متعدد عليه امويان در عراق ، نهضت بزرگ كربلا و نهضت متعدد توابين در عراق - بعد از عاشوراى سال 61 هجرى - كه در راه انديشه و آيين امام عليه السلام و هويت شيعى ، بيشتر آنان به شهادت رسيدند . آرى ، تاريخ گواهى مىدهد كه امام عليه السلام دوستان و محبانى داشته كه در راه ولا و محبت او جان باخته‌اند ؛ كسانى كه دست ناپاكانى چون زياد بن ابيه و پسرش عبيدالله ، حجاج بن يوسف ، متوكل و در رأس همه اينها معاوية بن ابوسفيان به خونشان آلوده است . « 2 » امام على و گسترش و تعميق انديشه‌هاى شيعى تفكر و هويت فرهنگ و انديشه شيعى ، در سيره نظرى و عملى حضرت در طول دوران حاكميت سياسىاش مجال بروز يافت ، گرچه شيعيان را عقيده بر آن است كه انديشه و حتى تفكر شيعى به عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله بازمىگردد . كسانى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله با رهيافتى شيعى ، حضرت على عليه السلام را مرجعى دينى و علمى مىدانستند ، تعداد كمى از نخبگان بودند . امام عليه السلام و ياران متعهد و انديشمند او نظير عمار ، ابوذر ، سلمان فارسى و مقداد هيچ‌گاه از تلاش در راه تبيين و ترويج انديشه و هويت شيعى بازننشستند ، اما محدوديت‌ها و سختگيرى حكومت و اوضاع آشفته داخلى ، مانع از آن شد كه اين انديشه گسترش يابد .

--> ( 1 ) . مرتضى مطهرى ، جاذبه و دافعه على عليه السلام ، ص 100 و 101 . ( 2 ) . همان ، ص 104 .