جلال الدين السيوطي
مقدمة 6
گزيدهء الاتقان في علوم القرآن
ملازم شيخ الاسلام شرف الدين منادى شدم وتفسير بيضاوى را از أو فرا گرفتم . در حديث وعربى به مدت چهار سال ملازم علامه تقى الدين شبلى حنفي گشتم وبا در گذشت وى ، 14 سال ملازم شيخمان أستاذ الوجود علامه محيي الدين كافيجى شدم واز أو فنون تفسير ، أصول عربيت ، معاني وغيره فرا گرفتم . به كشورهاى شام ، حجاز ، يمن ، هند ، مغرب والنكرور مسافرت كردم وچون به حج رفتم از آب زمزم به نيت چند امر نوشيدم : يكى آن كه در فقه به مرتبه حافظ ابن حجر برسم . . . . سيوطى هم چنين مىنويسد : من در هفت علم تبحر يافتم : تفسير ، حديث ، فقه ، نحو ، معاني ، بديع وبيان به روش عربها وبليغان نه به سبك عجم وأهل فلسفه . وچنين عقيدة دارم كه در اين علوم - به استثناى فقه ومنقولاتى كه آموختهام - به مرتبهاى رسيدهام كه هيچيك از استادانم هم نرسيدهاند ، تا چه رسد به ديگران . سيوطى در حسن المحاضرة تاليفات خود را نيز بر شمرده است كه تا زمان تاليف حسن المحاضرة به حدود سيصد كتاب رسيده بوده است . به جز آنچه را كه شسته واز نوشتناش توبه كرده بود . اما بروكلمان تاليفات سيوطى را أعم از مطبوع ومخطوط 415 اثر دانسته وابن اياس تاليفات وى را حدود ششصد اثر دانسته است . وى هم چنين نوشته است كه منزلت والاي سيوطى وكثرت فتواها ومصنفاتاش مايه رشك وحسادت همعصرانش شد وأو را در معرض تهمتها قرار داد از جمله أو را متهم كردهاند كه كتابهاى كتاب خانه محموديه را به دست آورده وپس از كم وزياد ، وپسوپيش كردن ، آنها را به خودش نسبت داده است . سيوطى در كنار اشتغالات علمي وتاليف وتصنيف ، منصبهاى مختلفي نيز پذيرفته است . مدتي منصب افتاء را عهدهدار شد . دورانى در مدرسهء شيخونيه وسپس در مدرسهء بيبرسيه به تدريس پرداخت ودر نهايت در منزلش « الروضة » در كنار رود نيل عزلت گزيد وتمام أوقات خود را به عبادت وتصنيف اختصاص داد وكتاب التنفيس عن الفتيا والتدريس كه نشان از كنارهگيرى سيوطى از منصب افتاء وتدريس مىدهد را تاليف كرد .